یکی به نعل یکی به میخ
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

                                          یکی به نعل یکی به میخ

دوست و همکار گرامی ام جناب آقای دکتر قسمتی زاده نوشتار شما را با عنوان " کدام توهم " خواندم ، در این نوشته شما مطالب بیشتری را از نظر گاه خود در اختیارم قرار داده اید و یا به قولی به سمت شفافیت بیشتری حرکت کرده اید . در ابتدای این نوشته آورده ای که در جلسهء 20 خرداد 89 چرا هیئت رئیسه مجمع انتخابی نبود و چرا برای خود ، رئیس و منشی انتخاب نکرد . چرا دبیر مجمع اینگونه برگزیده شد و کلا" از ساز و کار ادارهء جلسه شاکی بوده ای و من هم در نوشتهء خود به اختصار پاسخ داده بودم که در چنین مجامعی اولا" هیئت رئیسه عرفا" سنی است و حقیقتا" مسن تراز آن دوستان بعید می دانم در افراد شرکت کننده وجود می داشتند ولی بهرحال تعداد محدود هیئت رئیسه برای همه این محدودیت را ایجاد می کرد که نتوان از تمامی مسن ها دعوت کنیم درهیئت رئیسه شرکت کنند ولی سوال اساسی تر این است که با توجه به مسیر مشخص این جلسه که جهت رای به دو موضوع کاملا" مشخص که در جلسهء شورای هماهنگی اسفند 88 در مورد آن ها بحث شده بود تشکیل شده بود آن است که  هر ترکیب دیگری و یا انتخاب هر منشی دیگری و یا هر دبیر دیگری نتیجه تقریبا" همین می شد که شد . چرا که در جلسهء اسفند 88 شورای هماهنگی همگی بر دو موضوع مورد بحث آنروز با اکثریت آرا رای مثبت داده بودند و فقط عدهء قلیلی با این دو موضوع مخالف بودند اتفاقا" تمامی آنچه من آنرا توهم قلمداد کرده ام به تلقی شما از محتوای جلسه بود و نه شکل جلسه و تا کنون هم یکی به نعل زده اید و یکی به میخ تا آنچه را می توانستید شفاف بگویید پنهان دارید جناب آقای دکتر قسمتی زاده

تو موبینی و من پیچش مو                              تو ابرو من اشارتهای ابرو

ایراد به شکل جلسه فی النصفه از جانب شما چرا باید صورت گیرد ؟؟ نهایتا" شما در جلسه ای دیگر و با حضور اعضای شورای هماهنگی روند جلسه را بصورتی که خود دمکراتیک می دانستید توضیح می دادید و این هیچ عیب و ایرادی نداشت . شما از شکل ایراد گرفتید تا محتوا را زیر سوال برید و وقتی با کلمات و جملاتی شبیه آنچه در گزارش از حاشیه نوشته اید آنرا هجونموده و بعد نتیجه گیری کنید که مصوبات آن جلسه فاقد ارزش حقوقی هستند و این نقطهء تقابل دیدگاه من با شماست مثلا" اگر در آن وقت کم ، ساعت ها در مورد انتخاب منشی ها و دبیرهای مختلف که برای این وظیفه ثبت نام می کردند وقت تلف می شد مشکل شما حل می گردید و چه فرقی می کرد که منشی و یا دبیر چه کسی باشد . تا آنجا که همهء ما اطلاع داریم دوست عزیزمان آقای دکتر بابائی از فعالین صنفی پرکار و آگاه به مسائل انجمن و الحق در ادارهء آن جلسه که نزدیک به حداقل 300 نفر مدعو داشت آنچنان تسلطی در ادارهء جلسه از خود نشان دادند که شاید یکی از نامزدهای همیشگی این پست باشد ، از دبیر جلسه چه انتظاری هست جز بی طرفی محض در ادارهء جلسه و جز جانبداری نکردن از یک نظر. شرافتمندانه بگوئید آیا آقای دکتر بابائی از این مسیر خارج گردید؟ سخنرانان اول جلسه  دوست بسیار عزیزمان آقای دکتر گلعلی زاده و ایضا" خود جنابعالی و آقای دکتر اسدی لاری نبودید که همگی از همفکران شما بودند ؟ و اتفاقا" در سخنرانی اینجانب آقای دکتر بابائی تذکر کمبود وقت را به بنده با یک اخطار گوشزد کردند ولی از آنجا که شما قصدتان آن بود که این جلسه به سمت رای گیری دوبارهء در مورد آنچه در جلسهء اسفند 88 رای نیاورد برود و نرفت بایستی از یکجای این جلسه ایراد می گرفتید و آن شکل ادارهء جلسه بود . هدف چیز دیگری بوده و این ایرادهای شکلی بهانه بوده اند .

معبود توئی              کعبه و بتخانه بهانه است

حال در چند سطر پائین تر خود آشکارا از آنچه می خواستید و نشد سخن به میان آورده اید . دقت کنید . [ در مورد این جلسه نیز آنچه برای اعضا به عنوان دستور جلسه ( هم به وسیله فکس و هم در روزنامه ) اعلام شد عبارت زیر بود << بررسی و تصویب تغییرات پیشنهادی در اساسنامه انجمن >> . ]

تمام آنچه در [    ] آمده از نوشتهء آقای دکتر قسمتی زاده تحت نام " کدام توهم"  می باشد . و بلا فاصله سوال فرموده اید که آیا اقدام انجمن های دوازدگانه به اعلام پیشنهاداتی در مورد تغییر در اساسنامه خارج از این دستور بود ؟؟ به نظر می رسد جناب دکتر ( یعنی دکتر روزدار ) در این مورد تا حدی بی انصافی فرموده اند . جناب آقای دکتر قسمتی زاده دستور جلسه فکس شده و نیز در روزنامه آگهی شده ناظر بر تصمیماتی بود که ما همگی در جلسهء شورای هماهنگی اسفند ماه 88 به آن ها رای دادیم الف : آوردن شورای هماهنگی به عنوان رکن انجمن در اساسنامه ب : افزایش تعداد هیئت مدیرهء مرکزی تا 15 یا 17 نفر . اتفاقا" پیشنهاد شما که همان قرار گرفتن اعضای هیئت مدیره های شعب انجمن به عنوان مجمع عمومی انجمن باشد طبق استدلالات حقوقی رد شد . آیا این توهم نیست که آنچه را خود میپندارید به جای واقعیت بنشایند . در جلسهء اسفند 88 قرار شد برای موارد الف و ب و برای تایید قانونی این دو مصوبهء شورای هماهنگی ما مجمع عمومی فوق العاده تشکیل دهیم که در تاریخ 20/ خرداد /89 این کار انجام شد . آیا برای طرح موردی غیر از دو مورد الف و ب که در بالا شرح داده شد شما قرینهء واقعی دارید ؟؟ اگر مصوبات جلسه اسفند 88 که نزد جناب آقای دکتر خاکسار بعنوان دبیر شورای هماهنگی بایستی جمع آوری می شد وجود دارد به آنها رجوع کنید تا ببینید حق با کیست . آقای دکتر قسمتی زاده اگر شما با محتوای این جلسه و تصمیماتی که در ان گرفته شد موافق بودید هرگز به شکل آن اعتراض نمی کردید . در سطور دیگر همین محل اصلی مناقشه را به شکل ناشیانه ای وارونه نموده اید که گویا پیشنهاد شما که می خواست نمایندگان منتخب شعب انجمن را که در شورای هماهنگی متشکل بودند به جای مجمع عمومی انجمن بنشاند در رای گیری رای آورده است ، من معتقدم که چنین پیشنهادی با استدلالات بنده و ایضا" دوستان جوان هیئت مدیره مرکز رد شد و به همین دلیل شما و دیگر دوستان پیشنهاد دهنده اعلام کردید " ما عقب نشینی می کنیم " حال چه کسی  توهم زده است . شما که واقعیات را واژگونه جلوه می دهید یا بنده که عین اتفاقات را باور دارم . در ادامهء نوشته تان خواسته اید که بنده وضعیت خود را با حقوق اعضای مجمع روش کنم و گفته اید که بنده اعلام کرده ام که گنجاندن هیات مدیره های انجمن به جای همهء اعضا عملا" حقی را که اساسنامهء قانونی به اعضا می دهد نا دیده می انگارد و این بر خلاف قانون یعنی اساسنامه موجود است . و پس از آن سوال بسیار مهم و دقیقی را پرسیده اید . دوست عزیز جناب آقای دکتر قسمتی زاده اگر هدف شما از این سوال خود که پرسیده اید چرا در جلسهء مجمع عمومی فوق العاده می بایست به جلسه شورای هماهنگی اسفند 88 استناد می شد و دستور جلسه دیگری را مطرح نمی کردیم ( چون با استدلالات بنده اعضای شورای هماهنگی را نمی شود به جای مجمع نشاند) در جواب می گویم که پاسخ به این پرسش درحل پارادوکس نهفته در آن است که توضیح خواهم داد زیرا همانگونه که در جلسات متعدد شورای هماهنگی بحث شده بود ما نمی توانستیم برای تصمیم گیری در مورد حرکات انجمن و تصمیماتی که انجمن ساری و جاری می کند و نیاز به مجمع عمومی دارد از 40000 نفر ( اگر بپذیریم که ممکن است روزی هر 80000 نفر پزشک عمومی عضو انجمن باشند ) دعوت بعمل آوریم لذا برای تصمیمات مهم عملی ترین راه این است که راهکارها در جلسه ای محدود مثل شورای هماهنگی تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری شود و بعد این تصمیمات به مجمع عمومی قانونی " آنگونه که در اساسنامه آمده " برده شود و تائید آنها گرفته شود پس می بینید که در نظرگاه من شورای هماهنگی بجای مجمع عمومی نشانده نشده ولی در پراتیک ناچاریم که مصوبات ابتدا در جمعی که هم نسبت به امور صنفی حساس ترند و هم فعال ترند بحث و بررسی شود  و سپس به مجمع عمومی برده شود (مثل رابطهء کمیسیون های تخصصی و صحن علنی مجلس) بی شک من این حق را به مجمع عمومی می دهم که بعنوان پایه ای ترین رکن انجمن اگر به هر دلیل مصوبات شورای هماهنگی را نپذیرفت آنها را رد کند . خوب اگر استدلال شما را بپذیریم که در جلسهء مجمع عمومی فوق العادهء 20/ خرداد/ 89 هر پیشنهادی می توانست مطرح شود پس اساسا" وجود " شورای هماهنگی " چه محلی از اعراب دارد . و این پارادوکس حل نشده در ذهن شماست که هم می خواهد شورای هماهنگی به جای مجمع عمومی بنشیند ولی حالا چون دیده مصوبات شورای هماهنگی همسو با نظراتش نیست مجمع عمومی را برجسته و به آن پناه برده است و می گوید چون مجمع عمومی رکن قانونی انجمن است پس می شود و باید همهء پیشنهادات را در آن مطرح کرد . ولی من این پارادوکس را در ذهن خود حل کرده ام که هم شورای هماهنگی و هم مجمع عمومی می توانند در کنار هم و مکمل هم در انجمن به کار خود ادامه دهند . دکتر قسمتی زادهء عزیز شورای هماهنگی نهادی است که ما خودمان برای دمکراتیک کردن روند تصمیمات و تسهیل در روند تصمیم گیری ها به آن روی آورده و آنرا ساخته ایم و مورد وفاق و پذیرش همگانی نیز قرار گرفته ولی واقعا" نمی تواند جای همهء اعضا را بعنوان مجمع عمومی انجمن اشغال کند بخصوص اینکه در اساسنامه انجمن ما که بعنوان یک ساخت قانونی هرجا از مجمع عمومی یاد شده به همهء اعضا اشاره دارد و عملا" با تعریف جدید از مجمع عمومی باید تعریف جدیدی از عضو نیز می شد و کلیهء امور دیگر که با این رکن در ارتباط قانونی قرار می گرفتند باید در ارتباط جدید با شورای هماهنگی باز تعریف می شدند و این کار بسی دشوار بود و حتما" اساسنامه جدیدی می خواست که عملی نبود . دکتر قسمتی زاده عزیز فرموده اید دمکراسی با شعار و ادعا حاصل نمی شود . من هم با شما موافقم و این حرف جدیدی نیست . عزیزم صحبت در مورد دمکراسی به قدمت راهی 3000 ساله بر می گردد و در مورد این ترم یعنی دمکراسی و تعاریف گوناگون از آن و اشکالات و ایرادات وارد بر آن و محسنات آن همان بس که تا 200 سال پیش دمکراسی یک لحن و صفت بد در گفتمان اجتماعی و سیاسی محسوب می شد نمی دانم تلقی شما از دمکراسی در کدام رهیافت از آن قرار می گیرد . رهیافت هستی شناسانه و یا رهیافتی روش شناسانه ولی از موضعگیری هایتان بنظر می آید تلقی شما از دمکراسی منطبق بر رویکردی روشن شناسانه باشد . دیوید هلد در کتاب مدلهای دمکراسی خود که آقای عباس مخبرآنرا ترجمه کرده اند از انواع دمکراسی ها بحث کرده و بر اساس اصولی 4 گانه انواع دمکراسی ها را طبقه بندی کرده و یا مکفرسون mc fer son  بر اساس دو اصل دمکراسی ها را طبقه بندی کرده است . مدلهای آنها از دمکراسی در دو نوع کلاسیک و معاصر طبقه بندی شده اند که هر کدام از آنها چهار نظریه و گوناگونی را شامل می شوند مثل اندیشه های کلاسیک دمکراسی در آتن که بر اساس نظریات پریکلس و نیز دمکراسی لیبرال حمایتی بر اساس نظرات جان لاک و منتسکیو و دمکراسی لیبرال تکاملی بر اساس نظرات ژان ژاک روسو و جان استوارت میل و دمکراسی های مارکسیستی بر اساس نظرات مارکس و نیز دمکراسی های رقابتی نخبه گرا بر اساس نظرات شومپیتر و دمکراسی های کثرت گرا بر اساس نظرات رابرت دال و دمکراسی های قانونی بر اساس نظرات هایک و نوزیک و دمکراسی مشارکتی بر اساس نظرات دیوید هلد و مکفرسون و هرکدام از این مدلها خود محسنات و معایبی دارند ، حال دمکراسی مورد نظر شما ازکدام دمکراسی های طبقه بندی فوق الذکر است  تا در مورد صحیح بودن و یا نبودن آن بحث کنیم و چون این بحث طولانی است من به همین بسنده می کنم که اینجانب نیز دمکراسی را قبول دارم ولی نه از منظر دمکراسی بعنوان تنها یک روش بلکه می پذیرم که دمکراسی باید بعنوان یک محتوا یا یک سبک زندگی تعبیر شود دمکراسی های به عنوان یک روش صرف ، دمکراسی های صوری هستند که به آنها ایرادات جدی وارد است ، به عقیده ، اینجانب دمکراسی پیش از آنکه یک شکل باشد یک محتوا است . دوست گرامی آقای دکتر قسمتی زاده تا آنجا که من یادم می آید در شورای هماهنگی اسفند 88 قرار بود محتوای موارد الف و ب که قبلا" در مورد آن توضیح داده ام به رای گذاشته شوند و در همان روز بنده اصرار داشتم که در مورد ترکیب شورای هماهنگی بعنوان یک رکن بحث شود . ولی گفته شد بدلیل خستگی اعضای جلسه این مهم به جلسه دیگری موکول گردد یادم می آید که بنده همان روز به صورت شفاهی به آقای دکتر خاکسار گفتم که در این خصوص هم بحث شود ولی ایشان نیز یکی از کسانی بود که ظرفیت آن جلسه را به دلیل خستگی فاقد این پتانسیل می دانست که اعضای جلسه در مورد محتوای شورای هماهنگی و ترکیب آن بحث و تبادل نظرکنند و اما در مورد سوالات دوست عزیزمان آقای دکتر کامیابی عرض کنم که نظر ما در مورد شورای هماهنگی که شاید بهتر باشد به آن شورای سیاستگذاری بگوئیم آن است که این شورا از نظر ما یک رکن است و نه یک نهاد مشورتی . تذکری را که اینجانب در جلسه 20/ خرداد/ 89 وقتی که پشت تریبون رفتم برای روشن شدن ذهن دوستان اعلام کردم و نه شما و نه دوست خوبمان آقای دکتر محمودی در گزارشات خود از مجمع به سخنرانی اینجانب اشاره ای نکردید ، البته این که اشاره ای نکردید اصلا" مورد بحث نیست و محلی از گلایه ندارد بلکه نظر بیان شدهء اینجانب مطرح است که در همان جلسه تاکید کردم که شورا به عنوان یک رکن سیاست گذار است و نه یک نهاد مشورتی . اینکه محتوای شورای هماهنگی دقیقا" روشن نبود حرف درستی است ولی قرار شد در صورت تائید این شورا به عنوان رکن از جانب کمیسیون تخصصی وزارت بهداشت ، ترکیب و حدود اختیارات و آئین نامهء اجرائی آن توسط دوستان صاحب نظرنوشته شود و مجددا" در مجمع عمومی به رای گذاشته شود که تا کنون انتظار آن را می کشیم . دکتر قسمتی زاده فرموده اید که علت رفتار دوستان هیات مدیره مرکز را می شود فهمید ولی علت رفتار ما را در دفاع از آنان نمی توان فهمید . دقیقا" همانگونه است که می فرمائید زیرا که انجمن کرج در نحوه تعامل خود با انجمن مرکز شیوهء انتقادی را برگزیده و تا کنون آن را دنبال نموده است و در تازه ترین نشست و گفتمان خود با دوستان هیئت مدیره مرکز دو اصل راهبردی را در خصوص انجمن با آنها در میان گذاشته است این دو اصل عبارتند از اول : در این برهه از حیات انجمن بایستی تشکیلات انجمن حفظ شود و کلیه روشهائی که به یکپارچگی انجمن صدمه می زنند باید کم لن یکن اعلام گردند . دوم : انجمن به شیوه قدیم قابلیت اداره را ندارد و بایستی سازوکارهای جدید که مشارکت بیشتر و فعال تر شدن شعب انجمن را سبب می شود در این سازو کارها بکار گرفته شوند . به نظر ما انجمن باید به مثابه یک ارگانیزم زنده ی هوشمند عمل کند . چنین ارگانیزی ابتدا یک مغز می خواهد که آنرا با طراحی شورای سیاست گذاری فراهم خواهیم کرد . ترکیب و وظایف این اطاق فکر را می شود بخوبی طراحی کرد . این ارگانیزم اندامهای حسی کاملا" حساس و فعال را می خواهد که شعب انجمن می توانند کار این اندام را انجام دهند و بالاخره این ارگانیزم زبان گفتمانی صحیح و منطبق بر سیاستها ی انجمن را خواهان است که با برگزیدن یک سخنگوی خوب و برجسته ، این مهم انجام خواهد شد . این ارگانیزم برای بیان نقطه نظرات خود از سایت های مثل سایت پزشکان عمومی گیلان ، سایت شما و سایت انجمن مرکز و یا سایت های جدید دیگر می تواند سود برده و کلا" به شیوه های ارتباطی نوین با اعضای خود ارتباط برقرار کند . برگردیم به اصل اول که در آن ما اعتقاد داریم انجمن نباید پاشیده شود خوب وقتی ما می بینیم که عده ای سعی دارند که هیئت مدیره انجمن مرکزی را بگونه ای تغییر دهند که احتمال پاشیده شدن انجمن وجود دارد ناچارا" در مقابل این حرکت می ایستیم جناب آقای دکتر قسمتی زاده از اینکه در انتهای نوشته خودتان سعی کرده اید با شفافیت بیشتری بگوئید که در فکر چه هستید متشکریم و آنچه را شما به لحاظ نظری به آن اعتقاد دارید و بیان کرده اید نه تنها مورد انتقاد نیست که طرح آنرا برای اعتلای انجمن لازم می بینیم ولی دوست گرامی شما از آقایانی نام برده اید که قبلا"همفکران شما (( جناب آقای دکتر جوزی )) از آنها تحت نام کهنه انقلابیون از" سیر اما سترا"  برگشته یاد کرده و سوال نموده که اینها را تا کی باید در انجمن پزشکان عمومی ایران تحمل کرد. که اتفاقا" آقای دکتر طهماسبی پوربخوبی رابطه این عزیزان را با نسل جدید و اداره انجمن متذکر شده اند ولی تا اینجای این شفاف سازی ، هنوز هم نگفته اید که این عزیزان را در قدرت می خواهید و یا در حاشیه . اگر اعتقاد دارید که خط حاکم بر انجمن به لحاظ گفتمان قدرت هنوز هم می تواند راهگشای فعالیتهای انجمن باشد ما با شما هیچ اختلافی نداریم ولی اگر اعتقاد دارید که امتداد گفتمان  قدرتی در انجمن  باید تغییر کند چون این تغییر را سبب فروپاشی و یا non function   شدن انجمن ارزیابی می کنیم ما با آن مخالف هستیم ، به بیان واضح تر ما اعتقاد داریم که چون امتداد قدرت فرا دست در انجمن مرکز با امتداد قدرت در نهادهای بالا دستی در یک راستا است انجمن در شرایط کنونی می تواند از تحرک صنفی نسبی برخوردار باشد ولی اگر این راستا درهم شکند این نیمچه تحرک نیز ستانده می شود و انجمن در بهترین حالت non function  می گردد و در بدترین حالت از هم می پاشد و به همین دلیل خود را حائل کرده ایم تا انجمن به موجودیت خود ادامه دهد . ما عده ای از خودمان را به دلیل نا شفاف بودن مواضع مانع از رسیدن انجمن به اعتلای خویش می دانیم و خواهان هرچه شفاف تر شدن مواضع گروههای ذینفع شده ایم تا بتوانیم به این دوستان توضیح دهیم که چگونه می شود حتی با نیت پاک ،  راه جهنم را مفروش کرد . بقول حافظ

حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز                 خوشا کسیکه در این راه بی حجاب رود

و اما دکترقسمتی زاده عزیز حتما" به پدر قصهء خویش خواهم گفت پسرش را به گونه ای بار بیاورد که او فقط حقیقت را بگوید حتی اگر حقیقت به نفعش نباشد تا شرایط به گونه ای نشود که ناچار از این همه نامه و نامه نگاری شود . در پایان ضمن تشکر صادقانه از شما و همفکران شما در بیان صمیمانه نقطه نظراتتان و تشکر از همهء همکارانی که دلسوزانه برای هرچه بهتر شدن انجمن کوشش می کنند توصیه می کنم جلسات بیشتری را برای بحث و تبادل نظر در مورد انجمن ترتیب داده . شود تا نظرات سازنده همهء دوستان فرصت های جدیدی را پیش پای این نهاد صنفی پر ارج بگذارد و در این برهه از حیات انجمن که بیشتر از هر زمان دیگر به همدلی و همیاری یکدیگر نیازمندیم  خدای نا کرده ناآگاهانه به انجمن ضربه های جبران ناپذیر وارد نکنیم .

 

 

 

 


کدام توهم؟
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

کدام توهم؟

دکتر مهران قسمتی‌زاده

آقای دکتر امین‌الله روزدار، عضو محترم هیات مدیره‌ی انجمن پزشکان عمومی کرج، با خواندن گزارش من از مجمع فوق‌العاده‌ی انجمن پزشکان عمومی ایران مقاله‌ای نوشته‌اند با عنوان «گزارش آقای دکتر قسمتی‌زاده توهم یا واقعیت؟!» و در آن، نظرات خود را در مورد تغییرات در اساسنامه‌ی انجمن بیان کرده‌اند. اما من متوجه نشده‌ام چرا این عنوان را برای مقاله‌ی خود انتخاب کرده و چرا آن را در سایتی منتشر کرده‌اند که با این‌که تا کنون سه نقد بر آن گزارش داشته اما خود آن گزارش را منتشر نکرده است تا حداقل مراجعه‌کنندگان به سایت مزبور امکان قضاوت درست را پیدا کنند. جالب است که عنوان سایت مزبور سایت «شورای هماهنگی انجمن پزشکان عمومی گیلان» است ولی سال‌هاست من که گیلانی هستم و انجمنم از موسسین این شورا، نظراتم در این سایت نقل و نقد می‌شود ولی منتشر نمی‌شود.

بگذریم. تیتری که ایشان برای مقاله‌ی خود انتخاب کرده‌اند این گمان را در خواننده برمی‌انگیزد که ایشان با روایت «واقعیت» می‌خواهند «توهم» بودن روایت مرا آشکار کنند. اما متاسفانه موضوع مقاله‌‌‌‌‌ی ایشان واقعیت آن روز مجمع نیست، بلکه به‌نظر می‌رسد بیشتر قصد داشته‌اند نیت مرا از نوشتن آن گزارش برملا کنند؛ نیت احتمالاً «پلید»ی که من خواسته‌ام پشت گزارش خود پنهان کنم.

 اما اگر دکتر روزدار برای خواننده‌ی مطالب خود احترام و ارزش قایل بودند پس از این‌که روایت مرا توهم دانستند می‌بایست واقعیت آن روز را حکایت می‌کردند، و چون ایشان خود ننوشته‌اند، من از ایشان سوال می‌کنم: «آقای دکتر، کجای روایت من از مجمع عمومی فوق‌العاده تحریف واقعیت بود؟» خوانندگان گزارش من می‌دانند که آن گزارش در مورد پیشنهاد انجمن‌‌های دوازده‌‌گانه نوشته نشده بود، بلکه گزارشی بود در مورد چگونگی برگزاری مجمع عمومی فوق‌العاده‌ی انجمن.

من در گزارش خودم مدعی شده بودم: در آن جلسه هیات رییسه‌ی مجمع انتخاب نشد، مجمع برای خود رییس، منشی و... انتخاب نکرد، عنوان من‌درآوردی «دبیر مجمع» بر مجمع تحمیل شد و حتی در جلسه نیز انتخاب نشد، دستور جلسه آن‌گونه که از قبل اعلام شده بود مطرح نشد، به پیشنهادات مطرح شده در مجمع توجهی نشد و حتی اجازه‌ی طرح آن را در جلسه داده نشد، تعداد اعضای انجمن و همچنین تعداد شرکت‌کنندگان اعلام نشد، مجمع عمومی در وسط یک بازآموزی برگزار شد و بعضی از شرکت‌کنندگان در بازآموزی از قبل نمی‌دانستند که قرار است از آن‌ها به عنوان سیاهی لشکر سوء‌استفاده شود.

حال بگویید کدام‌یک از این‌ها خلاف واقعیت بوده است و در کدام‌یک من دچار توهم شده‌ام؟

جناب آقای روزدار در ضمن اعلام کرده‌اند پیشنهادهای انجمن‌های دوازده‌گانه خارج از دستور بوده است. ایشان که احتمالاً قبل از این‌ هم در مجامع و جلسات نهادهای مدنی مختلف شرکت کرده‌اند می‌دانند که دستور جلسه‌ی چنین مجمع مهمی از قبل اعلام می‌شود و به اطلاع اعضا می‌رسد. در مورد این جلسه نیز آن‌چه برای اعضا به‌عنوان دستور جلسه (هم به‌وسیله‌ی فکس و هم در روزنامه) اعلام شد، عبارت زیر بود: «بررسی و تصویب تغییرات پیشنهادی در اساسنامه‌ی انجمن». حال خود بگویید که آیا اقدام انجمن‌های دوازده‌گانه به اعلام پیشنهاداتی در مورد تغییر در اساسنامه، خارج از این دستور بود؟ به‌نظر می‌رسد جناب دکتر در این مورد تا حدی بی‌انصافی فرموده اند.

اما در مورد سایر مطالب آقای دکتر روزدار لازم می‌دانم چند نکته را به ایشان یادآوری کنم:

1.           پیشنهادی که انجمن‌های دوازده‌گانه مطرح کردند در جلسه‌ی ‌شورای هماهنگی از سوی هیات رییسه‌ی انجمن مطرح شد و همان‌گونه که شما نوشتید، مورد بحث قرار گرفت. ولی شما فراموش کرده‌اید که بنویسید در رای‌گیری به‌عمل آمده در جلسه‌ی شورای هماهنگی  این پیشنهاد رای آورد و در ‌اعتراض به نتیجه‌ی همین رای‌گیری بود که دکتر هویدا جلسه‌ی شورا را ترک کردند. در همین زمان بود که شما و دوستان‌تان دستپاچه اعلام کردید که ما عقب‌نشینی می‌کنیم و حتی اگر به‌یاد داشته باشید، سپس همین تعبیر «عقب‌نشینی» مورد اعتراض دکتر هویدا قرار گرفت.

2.           جلسه‌ی مجمع همان جلسه‌ی شورای هماهنگی نیست.

جناب دکتر، نخست وضعیت خود را با حقوق اعضای مجمع روشن کنید. شما از یک‌سو اعلام می‌کنید: «گنجاندن هیات مدیره‌ها به‌جای همه‌ی اعضا عملاً حقی را که اساسنامه‌ی قانونی به اعضا می‌داد نادیده می‌انگاشت و این برخلاف قانون (اساسنامه‌ی موجود) بود.» اما از سوی دیگر معتقدید که اگر موردی در شورای هماهنگی تصویب شد، اعضای مجمع حق ندارند در جلسه‌ی مجمع آن را مورد بررسی قرار دهند یا پیشنهاد دیگری در این مورد مطرح کنند. پس اگر این‌گونه است، آن حقوق اعضا چیست که شما معتقدید پیشنهاد انجمن‌های دوازده‌‌گانه آن ‌را نادیده می‌گیرد؟

 آقای دکتر روزدار عزیز! اگر انجمن‌های دوازده‌گانه پیشنهاد کردند که مجمع عمومی انجمن به محل تجمع نمایندگان هیات مدیره‌ی شعب تبدیل شود، این حق را برای اعضای انجمن قایل شده‌اند که نظرات خود را از طریق نمایندگان خود مطرح کنند اما شما  با جلوگیری (توجه کنید ننوشتم «مخالفت» بلکه نوشتم «جلوگیری») از طرح پیشنهاد دوازده ‌انجمن، بدون ایجاد هیچ تغییری در اساسنامه، این حق اظهارنظر را از اعضای حاضر در مجمع گرفتید.

جناب آقای دکتر، کار در یک نهاد مدنی و نوع رفتاری که ما برای تعامل با همکاران خود در این نهاد انتخاب می‌کنیم، خود نشان از نوع تفکر ماست، دموکراسی با شعار و ادعا حاصل نمی‌شود؛ ما با رفتارمان نشان می‌دهیم که چقدر در این ادعا صادق‌ایم.

3.           جناب آقای دکتر روزدار، خود را گول نزنید و دیگران را هم با بیان غیرواقعی رخداد‌ها به‌اشتباه نیاندازید. هنوز همه‌ی کسانی که در جلسه‌ی شورای هماهنگی و همچنین مجمع عمومی فوق‌العاده شرکت داشته‌اند حی و حاضر هستند. پس به آن مرد حکایت خود بگویید به پسر خود راست بگوید. در آن جلسه‌ی شورای هماهنگی، پس از خروج اعتراض‌آمیز دکتر هویدا، شما و دوستان‌تان به‌همراه هیات مدیره‌ی تهران این سه پیشنهاد را مطرح کردید که: الف. شورای هماهنگی به عنوان سیاستگذار اصلی انجمن (نه یک شورای مشورتی) وارد اساسنامه انجمن شود؛ ب. اعضای هیات مدیره‌ی مرکزی انجمن طی یک فرایند دوگانه (تعدادی در مجمع عمومی عادی انجمن و بخشی نیز توسط شورای هماهنگی) انتخاب شوند؛ پ. تعداد اعضای هیات مدیره افزایش یابد.

 آیا در مجمع عمومی، هیات مدیره‌ی مرکزی همین سه پیشنهاد را مطرح کرد؟ نه، بلکه فقط خواست اسم شورای هماهنگی را (بدون هیچ‌گونه توضیحی در مورد وظایف و اختیارات و نوع ارتباط آن با سایر ارکان انجمن) وارد اساسنامه کند. آقای دکتر، شما که اهل تفسیر قانون و مباحث منطقی هستید، بگویید چگونه می‌توان نهادی را وارد اساسنامه کرد بدون آن‌که آن را تعریف کرد یا حدود اختیارات آن را تعریف کرد؟

 آقای دکتر، به‌خاطر آورید که همکار خوب‌مان دکتر کامیابی در پایان جلسه‌ی مجمع پرسیدند که آیا آن‌چه ما تصویب کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم رکن است یا نهادی مشورتی؟ و نماینده کمیسیون اعلام کرد که «فقط یک نهاد مشورتی است و شما نمی‌توانید رکن به اساسنامه اضافه کنید.» البته با اطمینان نمی‌توانم اعلام کنم، ولی شنیده‌ها نیز حاکی است که حتی در صورت‌جلسه‌ی مجمع فوق‌العاده از شورای هماهنگی شعب به‌عنوان نهادی مشورتی نام برده شده است.

جناب دکتر روزدار، علت رفتار دوستان هیات مدیره‌ی مرکز را می‌شود فهمید، اما علت رفتار شما را در دفاع از آنان نمی‌توانم بفهمم. نمی توان با به‌کار بردن اصطلاحات توهین‌آمیز در مورد نویسنده‌ی یک مقاله یا نظر، آن را نقد کرد و در عین‌حال اعلام کرد که این نقد، نقدی بدون جانبداری است.

جناب دکتر روزدار، ادعا دارید که بر هیات مدیره مرکزی انتقاد دارید، لطف کنید انتقادات خود را بیان کنید تا ما هم بدانیم و شاید بتوانیم علت رفتارتان را بفهمیم.

در ضمن اعلام کرده‌اید که بنده فقط به فکر پر کردن صندلی ریاستم و رسالت دیگری را دنبال نمی‌کنم. اولاًدرست است که نیابت شورای هماهنگی انجمن پزشکان عمومی به این دلیل که ارتباط مرا با دوستان همکارم زیاد می‌کند یک افتخار است، اما این نیابت نه برای من امتیازی ایجاد کرده که برای حفظ آن بخواهم اقدام خاصی کنم و نه تا کنون حتی یک بار هم برای معرفی خود از این عنوان استفاده کرده‌ام. در مورد جلسات شورای هماهنگی نیز باید عرض کنم که من نیز چون شما به نحوه‌ی اداره‌ی آن انتقاد دارم و بارها در هیات رییسه این انتقاد را مطرح کرده‌ام، اما این انتقاد به من بازنمی‌گردد چون من حتی یک ‌بار هم آن را اداره نکرده‌ام. باید این انتقاد را به دوستانی بکنید که در حین اداره‌‌‌‌‌ی جلسه حتی اجازه‌ی صحبت به دیگران نمی‌دهند.

آقای دکتر روزدار! من نفهمیدم، شما با شرایط کنونی انجمن موافق‌اید یا نه؟ اگر موافق‌اید و این وضعیت را می‌پسندید که هیچ، و اگر نیستید، چرا معتقدید مخالفت من و سایر دوستان با وضعیت کنونی و نحوه‌ی اداره (یا بگویم رها کردن) انجمن به‌وسیله‌ی هیات مدیره‌ی مرکز نقشه‌ای است که برای به‌دست گرفتن سکان انجمن کشیده‌ایم. اگر به چنین امری اعتقاد دارید:

1.     اولاً اندکی نقشه‌ی ما را برای دکتر مشفقی (که در مقاله‌‌تان ایشان را در این بخش مورد خطاب قرار داده‌اید) و سایر همکاران‌مان توضیح دهید.

2.           حال اگر هم فرض شما صحیح باشد و نقشه‌ای در کار باشد، لطفاً بگویید با کجای این نقشه مخالف‌اید و چرا وضعیت کنونی را بر وضعیتی که ما طراحی کرده‌ایم و شما دست ما را خوانده‌اید ترجیح می‌دهید؟ (البته نقشه‌ای هم در کار است، اما نه برای گرفتن سکان کنترل انجمن، بلکه برای فعال‌تر کردن انجمن. وگرنه انجمن کنونی حرکتی نمی‌کند که برای هدایت حرکت آن نیاز به سکان و سکاندار باشد.)

3.           آقای دکتر روزدار، شما سال‌هاست من‌ و سایر دوستان هم‌فکرم را می‌شناسید. طی این سال‌ها در کدام رفتار ما بغض و رفتار غیردلسوزانه دیده‌اید که اعتراض به رفتاری غیردموکراتیک را حب و بغض علیه انجمن معنی کرده‌اید. آیا فراموش کرده‌اید طی چندین سال گذشته برای این‌که انجمن دچار شکاف نشود، همه‌ی این‌گونه رفتارهای هیات مدیره‌ی مرکزی را تحمل کرده‌ایم تا شاید به‌تدریج در رفتار خود تغییر ایجاد کنند؟

حال برای این‌که دکتر روزدار با استباطات خود نقشه‌ی ما را وارونه جلوه ندهد، پیشاپیش این نقشه را لو می‌دهم که خیال ایشان و دوستان‌شان نیز راحت شود:

ما (من و دوستانی که با ایشان هم‌نظرم) معتقدیم که انجمن پزشکان عمومی ایران تا کنون با تلاش‌ها‌ی بزرگانی چون دکتر هویدا، دکتر افشار، دکتر اسدی، دکتر صفاری و... سرپا مانده است و همچنان این انجمن به وجود ایشان نیازمند است. ولی اگر این دوستان و بزرگواران بخواهند ارج و قرب خود را حفظ کنند، باید از تمام پتانسیل انجمن استفاده کنند و با دور کردن انحصارطلبانی که طی سال‌های اخیر فقط از نام انجمن برای مطرح کردن خود استفاده کرده و قدمی برای پزشکان عمومی برنداشته‌اند، شرایط را برای هر چه فعال‌‌تر کردن انجمن هموار کنند.

من مطمئنم که روش من و دوستانم برای اصلاح انجمن مسلماً منجر به بهبود روابط پیشگامان صنفی و ارتباط بهتر با بدنه‌ی جامعه‌ی پزشکان عمومی می‌شود. ولی مطمئن نیستم شما با سپر کردن خود در مقابل اقداماتی که خود عامل و مسوول آن نیستید، بتوانید برای خود طرفی ببندید.

 


به کجا چنین شتابان ؟!
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

؟!...
دکتر بیژن بابائی دبیر انجمن پزشکان عمومی کرج



به نام خدا

به کجا چنین شتابان ؟!...

جلسه مجمع فوق العاده انجمن پزشکان عمومی ایران در خرداد ماه 89 با همه خوبی ها و کمی هایی که داشت به اتمام رسید و گزارشهای آن مجمع اکنون به عنوان یکی از مهم ترین صفحات نشریات و سایت های انجمنهای پزشکان عمومی سراسر کشور به چشم میخورد.
در این بین نحوه گزارش دهی و اطلاع رسانی بعضی از دوستان از خط انصاف کمی دور شده و نقد جلسه آنهم با کمی توهین را به گزارش تبدیل نموده است.
نگارنده به عنوان دبیرآن مجمع در ابتدا خلاصه گزارشی از مجمع راهمراه با استنادات قانونی آن بیان کرده و سپس کمی به گزارشهای دوستان خواهم پرداخت.
مجمع فوق العاده همانگونه از نامش پیداست برابر با متن صریح اساسنامه انجمن علمی پزشکان عمومی ایران (به عنوان قانون اساسی انجمن )برای اصلاح و تغییر در اساسنامه و یا انحلال آن و با درخواست هیئت مدیره یا بازرس انجمن و یا یک پنجم اعضا انجمن تشکیل میگردد.
برابر ماده 17 اساسنامه از وظائف هیئت مدیره تعیین دستور جلسات مجمع عمومی و فوق العاده است .
در جلسه فوق الذکر نیز هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران پس از سالها برگزاری جلسات متعدد و رایزنی با انجمنهای شهرستانها و شورای هماهنگی دو مورد1- الحاق شورای هماهنگی به اساسنامه انجمن و همچنین2- افزایش تعداد اعضا هیئت مدیره مرکز از تعداد فعلی به پانزده و یا هفده نفر را به عنوان دستور جلسه مطرح و از اعضا در مورد رد یا قبول این دو پیشنهاد کمک خواسته بود.
در ابتدای جلسه طبق عرف جلسات مجمع اعضا پیشکسوت انجمن به عنوان هیئت رئیسه به جایگاه دعوت شدند . طبعا انتخاب اعضا پیشکسوت در همه حال با توجه به سن و سابقه آنها خواهد بود و اینکه چگونه انتخاب شده اند کاملا واضح است .
در مورد دبیر جلسه هم هیئت ریئسه مجمع ،حقیر را به عنوان دبیر و گرداننده جلسه مشخص نمودند.
در ابتدا آقای دکتر هویدا به عنوان رییس انجمن پزشکان عمومی ایران سخنرانی کردند و بیان نمودند که با توجه به کمبود وقت و دو دستور مشخص شده برای جلسه همکاران لطفا از صحبت های خارج از دستور خودداری نموده و بیشتر به اصل مطلب بپردازند.
سخنرانان به نوبت به جایگاه آمده و سخنان خود را در موافقت و یا مخالفت بیان میکردند که در مواردی هم با نظر بازرس انجمن چون خارج از دستور کار مجمع بود به آنها تذکر داده میشد . و نهایتا با حضور ناظر وزارت بهداشت رای گیری به صورت قیام و قعود انجام شد و با اکثریت مطلق آرا هر دو پیشنهاد هیئت مدیره جهت ارائه به وزارت بهداشت به تصویب رسید و صورتجلسه آن به امضا هیئت ریئسه جلسه و ناظر وزارت رسید.
این خلاصه ای کوتاه از جلسه مجمع و اما حواشی بوجود آمده :
درسه مقاله که در سایت انجمن پزشکان عمومی رشت از سه تن از همکاران عزیزدرج شده است در مورد جلسه خرداد ماه کمی حد انصاف رعایت نشده است و متاسفانه در یکی از آنها هیئت مدیره انجمن مرکز با انقلابیون قدیم و دیکتاتورهای جدید مقایسه شده اند .
بنده ناچارم مجددا سئوال کنم که دوستان به کجا چنین شتابان !!ای کاش قبل از مقایسه این چنینی کمی به اساسنامه انجمن هم مراجعه می شد !
دوست عزیز، خوانندگان مطالب ما و شما همگی از فرهیختگان این جامعه هستند و به این راحتی نمی توان با بازی با کلمات نظر آنها را تغییر داد . مگر همین افراد حاضر در جلسه پزشکان عضو انجمن نبودند که با اکثریت مطلق به هر دو پیشنهاد رای دادند؟
انتخاب هیئت رئیسه سنی جلسه در کجا با اساسنامه مغایرت دارد که به راحتی عنوان می کنید " تخلف از قانون در این مورد اظهر من الشمس است"؟ آیا یک جلسه که نام مجمع فوق العاده را یدک میکشد جای بحثهای همیشگی انجمن است و یا جای بررسی موارد پیشنهادی هیئت مدیره ؟!
خوشبختانه اساسنامه راه را برای همگان مشخص کرده است و هیچ کس نمی تواند تند تر و یا کند تر از آن حرکت کند.
متعجبم که هیئت مدیره مرکز به خاطر اجرای قانون این چنین مورد هجمه قرار گرفته است.
کاش آن دوست عزیز که با تفحص در تاریخ انقلابهای جهان این کشف را کرده اند که انقلابیون اول و دیکتاتوران فعلی کشورهایی مثل کوبا و زیمبابوه را با اعضا پیشکسوت انجمن پزشکان عمومی ایران مقایسه کنند ،نگاهی هم به انقلاب فرانسه و یا فیلم دانتون بیاندازد که تازه انقلابیون نو رسیده چگونه وقتی اهداف انقلاب را با اهداف خود هم جهت نمی دیدند رهبران انقلابشان را به تیغ گیوتین سپردند در حالی که گناه همه آنها اجرای قانون بود و بس.
در جلسه خرداد ماه همگان دیدند که نتیجه تصمیمی که در جلسات متعدد شورای هماهنگی که تمامی راههای بهتر شدن وضعیت انجمن پزشکان عمومی ایران و همچنین مشارکت بیشتر شهرستانها در تصمیم گیریها را تحت تجزیه و تحلیل قرارداده بودند، به رای عموم گذاشته شدو پس از رای مثبت اکثریت قریب به اتفاق اعضا حاضر در جلسه و بر اساس اساسنامه به وزارت بهداشت اعلام و منتظر نظر وزارت در رد یا قبول آنها هستیم.
مورد دیگری که دوست نویسنده مقاله (همکار عزیز و محترم جناب آقای دکتر قسمتی زاده) به آن اشاره کرده بودند رد تصمیمات مجمع از طرف وزارت بهداشت بود !!در حالی که تاریخ جلسه بررسی مصوبات مجمع 24 مردادتعیین شده و دوستان گمانه زنی خود را به تصمیم وزارت بهداشت تعمیم داده بودند .
به نظر نگارنده تنها راه حل بهتر شدن وضعیت پزشکان عمومی تکیه بر انجمن پزشکان عمومی و محکمتر کردن جایگاه آن است اگرچه در موارد ی(از نظر بنده) انتقاد به انجمن و تصمیمات و عملکرد آن وارد است ولی با ایجاد تنش و اختلاف و بدتر از آن تهمت زدن و دیکتاتور خواندن پیشکسوتان این جمع همگی ضربه خواهیم خورد و گوی سبقت را دیگران خواهند برد و ما همچنان در پس و نگران.
دوستان بیایید تا راه را برای بهتر شدن هموار کنیم نه آنکه چاله های این راه را گودتر.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد

با سپاس
دکتر بیژن بابائی دبیر انجمن پزشکان عمومی کرج


گزارش آقای دکتر قسمتی زاده "توهم" یا واقعیت ؟!
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

گزارش آقای دکتر قسمتی زاده "توهم" یا واقعیت ؟!
دکتر امین اله روزدار "عضو هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی کرج"

می گویند روزی پسری به پدرش گفت :
" پدرجان آیا می شود ما به سبک نجیب زادگان و اشراف زادگان لباس های فاخر بپوشیم کلاه هایی به سبک اشراف بر سر بگذاریم ، چتر به دست بگیریم و عینک بر چشم، در خیابانهای شهر به گردش بپردازیم، تا همگان ما را اشراف زاده بپندارند !
پدر سری تکان داده و گفت : آری پسرم ، چرا که نه، ولی برای این مقصود می باید صبر کنیم تا آنانی که ما را می شناسند از دنیا بروند!... وبعد این نمایش را به اجرا بگذاریم ."
همکار گرامی ما جناب آقای دکتر قسمتی زاده حتما اطلاع دارند که دوستان زیادی هم اینک حی و حاظر زنده و شاهد هستند تا شهادت بدهند که آنچه ایشان به رشته تحریر در آورده اند تنها وارونه جلوه دادن واقعیتی است که در مجمع عمومی فوق العاده وسراسری انجمن پزشکان عمومی ایران، مورخ 20/خرداد/89 در تالار این سینا گذشته است .
واقعیت این بود که هیئت مدیره های شعب انجمن در آخرین جلسهء شورای هماهنگی شعب که دراسفند 88 در تهران برگزار گردید به این پیشنهاد که " مجمع عمومی " تعریف شده در اساسنامه شامل نمایندگان هیئت مدیره های شعب انجمن باشد و این مجمع،هیئت مدیره ی مرکزی را انتخاب کند اشکال قانونی و حقوقی دارد... و پس از بحث های طولانی ،از آنجا که با پذیرش چنین تعریفی از" مجمع عمومی " می باید همه ی اساسنامه انجمن پزشکان عمومی ایران دچار تحول شود و تعاریف جدیدی برای بند بند اساسنامه نوشته شود ، این پیشنهاد را رد کردند زیرا گنجاندن هیئت مدیره ها بجای همهء اعضا عملا حقی را که اساسنامهء قانونی به اعضا می داد نا دیده می انگاشت و این برخلاف قانون (اساسنامه موجود) بود... و آخر کار پس از یک بحث و جدل بسار طولانی و خسته کننده همه دوستان پیشنهاد دهنده با این جمله که (( ما پیشنهاد خود را پس می گیریم )) موضوع فوق را کلا فراموش و بجای آن همگی موافقت کردیم که " شورای هماهنگی شعب " به عنوان یک رکن به ارکان انجمن اضافه و در اساسنامه انجمن وارد شود.
در آن جلسه به دلیل طولانی شدن بحث ها و خستگی ناشی از آن قرار شد که ترکیب شورای هماهنگی و آئین نامهء اجرائی و وظایف این شورا پس از آنکه ورود شورا به اساسنامه طی روند قانونی خود به تائید وزارتخانه رسید، تدوین و اجرائی گردد .
حال سوال این است که چرا پیشنهادی را که نمایندگان شعب با استدلال ، غلط بودن آنرا تائید و در رای گیری آنرا رد کرده بودند مجددا"، خارج از دستور جلسه می بایستی در جلسه ی 20/خرداد/89 مطرح و در مورد آن رای گیری می کردیم ؟؟ و اگر دبیرمحترم جلسه مجمع به درستی مانع از به انحراف کشیده شدن جلسه شد آیا روح حاکم بر جلسه را باید غیر دمکراتیک ترسیم نمود ؟!
جناب آقای دکتر قسمتی زاده پیشنهاد شما حتی از نظر حقوقی نیز قابلیت طرح نداشت و اگر به فرض محال رای هم می آورد آنگاه کل اساسنامه فعلی بایستی تغییر می کرد تا هماهنگی و وحدت رویه در بند بند آن پدیدمی آمد. زیرا با تغییر یک تعریف که اتفاقا" جزء مهمی از ارکان انجمن بود یعنی (( مجمع عمومی )) همه ی تعاریف باید بازنگری می شد و از آنجا که تائید مجدد این تغییرات از جانب مراجع ذی صلاح (کمیسییون 4 مستقر در وزارت بهداشت) کاری دشوار و راه پر پیچ و خمی بود که ما خودمان را بیهوده دچار آن می کردیم ، اصرار بر چنین تغییری پس از یکبار شکست پیشنهاد شما چه معنائی جز لجبازی کودکانه دارد ؟!
مجمع عمومی فوق العاده 20 / خرداد / 89 امتداد منطقی آخرین جلسه ی شورای هماهنگی شعب در تهران بود که شرحش رفت و دستور جلسه آن دو پیشنهاد بود: 1- اضافه شدن نام شورای هماهنگی به عنوان یکی از ارکان انجمن در اساسنامه انجمن و 2- اضافه شدن اعضا هیئت مدیره مرکز تا 15 یا 17 نفر که برای همین دو موضوع نیز رای گیری بعمل آمد . چرا آقای دکتر قسمتی زاده سعی برالقاء این موضوع دارید که صورت جلسه مجمع فوق العاده 20/ خرداد/ 89 دستور جلسه ی دیگری داشت که هیئت مدیرهء مرکز با طرح آن موافقت نکرده است ؟!
به گمان من دکتر قسمتی زاده چون از طرح این موضوع نتیجه دلخواه خود را دریافت نکرده به شکل جلسه و تشریفات آن ایراد گرفته اند که هیئت رئیسه جلسه از قبل تعیین شده بود ( تئوری توطئه !) و اینکه هم ایشان وهم یکی دیگر از دوستان ایراد گرفتند که آگهی مجمع فوق العاده در صفحات داخلی روزنامه و در لابلای آگهی های دیگر قرار داشته تا اینگونه القا شود که هیئت مدیره قصد آن داشته اند که خبر رسانی انجام نشود !
همکار گرامی، هیئت رئیسه این مجامع بطور عرفی از بین اعضای مسن جلسه انتخاب می شوند که این کار هم انجام شد و حتی اگر هیئت رئیسه مجمع انتخابی هم می شد بازهم آن هیئت رئیسه (مطابق اساسنامه) حق تغییر دستور جلسه را نداشت و روند جلسه کم و بیش همانی بود که انجام شد .
از قول یکی از دوستان شرکت کننده در مجمع نوشته اید که امضای 12 انجمن فعال کشور را نمی توان نادیده گرفت !! آقای دکتر قسمتی زاده مگر در جلسه ی شورای هماهنگی نزدیک به 40 انجمن فعال پیشنهاد جنابعالی و دوستان شما را رد نکردند که ناچارا" گفتید ( ما پیشنهاد خود را پس می گیریم ) .آیا نادیده گرفتن آرای این 40 انجمن غیر دمکراتیک است یا اصرار بیهوده آن 12 انجمن( به زعم شما فعال !) که بر موضوعی که یک بار رد شده اصرار دارند ؟!
آقای دکتر قسمتی زاده وارونگی در نوشتار تا کجا و برای چه ؟!
اما آنچه در گزارش خودتان از حواشی مجمع نوشته اید جالب تراز نوشتار شما از متن جلسه است . بیائید فرض کنیم که گزارش شما از متن جلسه 20/خرداد/89 کاملا دوستانه و از منظر یک دوست برای حفظ انجمن و اصلاح آن بوده است و فرض کنیم تمامی نوشتارشما نه از روی بغض بلکه از روی حب به انجمن بوده و از روی دلسوزی عنوان شده و تمامی آنچه را که نوشته اید حقیقت فرض کرده و آنها را بعنوان قسم حضرت عباس برای اصلاح انجمن از شما بپذیریم ، اما در گزارش "حاشیه مجمع"، آنجا که عامدانه و من درآوردی اظهار داشته اید که: " کمیسیون انجمن های تخصصی وزارتخانه با این استدلال که چون عمر قانونی هیئت مدیره فعلی پیش از اینها پایان پذیرفته و لذا به این دلیل مصوبات مجمع فوق را کان لم یکن اعلام کرده است " دم خروس شما پیدا نمی شود؟!
برادر عزیز تا آنجا که ما درکرج وتهران اطلاع داریم کمسیون تخصصی قرار است در آینده ی نزدیک به موضوع مجمع فوق العاده ما رسیدگی کند ، گرچه ممکن است مصوبات جلسه مجمع فوق العاده رد هم بشود ولی رد شدنش به آن دلیلی نخواهد بود که شما نوشته اید چرا که طبق اساسنامه انجمن تا تشکیل هیئت مدیره جدید ، هیئت مدیره قبلی مسئول تمامی مصوباتی خواهد بود که به تصویب رسیده اند ! این دم خروس را که شما قصد دارید هیئت مدیره انجمن پاشیده شود و به مصداق ضرب المثل ،( دیگی که برای من نجوشد ... ) با آن برخورد شود دیدگاهی کاملا غلط نخواهد بود که تلاشی انجمن را نشانه رفته است ؟!
و آخر کلام اینکه براین گزارش شما تا زمان خواندن این متن از سایت انجمن رشت دو دیدگاه نوشته شده بود .
دیدگاه اول : از جانب دوست عزیزمان آقای دکتربهمن مشفقی بود که با شناختی که از ایشان از طریق نوشته هایش دارم بی شک واقعیات را آنگونه که دکتر قسمتی زاده منعکس نموده فرض کرده و به جلسه ی 20/خرداد/89 ایراداتی داشته و برآن تفسیری نوشته اند ( چون خود حضور نداشتند ) و درآن از تحقیر شرکت کنندگان در جلسه سخن رانده اند که نمی دانیم چرا اجرای قانون و پیش بردن قانونی جلسه موجب تحقیر تلقی شده است !! اگرآنگونه که آقای دکتر قسمتی زاده و جریان منتسب به وی می خواستند عمل نشد مسیر جلسه غیر دمکراتیک بوده؟ ( برای بار چندم تاکید می کنیم که آنچه این دوستان قصد طرح آنرا داشته اند قبلا توسط نمایندگان شعب انجمن به دلیل ناکارا بودن و عدم همخوانی اش با قانون و اساسنامه رد شده بود و طرح مجدد آن جز اتلاف وقت چیز دیگری به ارمغان نمی آورد ) آقایان وقایع را به گونه ای منعکس نموده اند تا از آن بوی تحقیر به مشام رسد . تحقیری که توسط هرمنوتیک دکتر قسمتی زاده به نمایش گذاشته شده است .
آقای دکتر مشفقی عزیز! هم من وهم بسیاری از دوستان (ازجمله دکتر محمودی از گیلان ) خود منتقد انجمن پزشکان عمومی مرکز بوده و هستیم و اتفاقا تنها کسانی بودیم که به همین ترکیب (4 نفره )فعلی شورای هماهنگی و هیئت مدیره آن ( آقای دکتر هویدا- دکتر محمودی – دکتر قسمتی زاده - دکتر خاکسار) در زمان انتخابات هیئت رئیسه انتقاد داشتیم و خواهان شورائی با ترکیب حداقل 17 نفر به عنوان اتاق فکری برای انجمن بودیم و حالا کسی نیست از همین آقای دکتر قسمتی زاده بپرسد طی این دو سال تکیه بر صندلی اداره این شورا بجز صدور چند نامه ،چه رهاورد دیگری برای انجمن داشته اید و آیا هدف فقط پرکردن صندلی های ریاست است ویا رسالت دیگری باید پشت این تلاش بوده باشد . ما ( انجمن کرج و دوستان همفکرمان در سراسر کشور ) اعتقاد داریم که با توجه به حجم مطالبات همکاران پزشک عمومی و عدم پاسخ دهی این خواسته ها از طرف انجمن به عنوان نماینده صنفی پزشکان عمومی بی شک در نحوه ی اداره ی این انجمن باید بازنگری شود ،چیزی که انجام آن از حدود 6 سال پیش احساس و با تشکیل شورای هماهنگی به این ضرورت قصد پاسخ گوئی داشته که تا کنون اینگونه عقیم مانده ولی راه این بازنگری را در تلاش برای اصلاح این تشکیلات می دانیم و نه کوشش برای متلاشی کردن آن و همانگونه که در مقاله ای که برای درج در ویژه نامه ی انجمن شیراز فرستاده ایم ذکر کرده ایم متلاشی کردن انجمن به هیچ وجه به نفع پزشکان عمومی نخواهد بود و به قول سارتر" فقط کسانی که پارو نمی زنند به فکر سوراخ کردن و غرق قایق هستند" . قایقی که اگر در این دریای پر تلاطم و طوفانی از دستش بدهیم ( حتی با همین سکانداران فعلی ) ناچار به چنگ انداختن به تکه چوبهائی خواهیم بود که معلوم نیست در نجات سرنشینان قایق بتوانند نقش نجات غریق را ایفا کنند !
دکتر مشفقی عزیز آنچه آقای دکتر قسمتی زاده و دوستان ایشان به دنبال آنند حذف و اضافه ای است که برای سکانداری انجمن طراحی کرده اند و می خواهند در هیئت مدیره انجمن انجام شود و این امر را با این پوشش که "... مبارزان قدیمی را تا کی باید تحمل کرد ( .... ) کهنه انقلابیونی از سیراماسترا برگشته ..." و در سایت انجمن رشت به پیشنهاد گذاشته اند می خواهند به پیش برند که از همینجا به امثال دوستان ( آ باکلاه ) می گوئیم دوستان عزیز قبول داریم که زمان کهنه انقلابیون سیراماسترا که هنوز هم بچه های آمریکای لاتین چهره های آنها را با سیگارهای برگ بزرگشان بر سینه دارند گذشته ولی مطمئن باشید که انواع "ساکاشویلی ها"که از قضا تعدادی از آنها قسمت انجمن پزشکان عمومی ایران شده اند نیز دستاوردی برای انجمن نداشته و نخواهند داشت .

 


گزارشی از مجمع عمومی انجمن پزشکان عمومی ایران
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

:گزارشی از مجمع عمومی انجمن پزشکان عمومی ایران
تهران همان ایران است؟
دکتر مهران قسمتی زاده

تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران ساعت 10 صبح بیستم خرداد 89 شاهد برگزاری مجمع عمومی فوق العاده ی انجمن پزشکان عمومی ایران بود. این مجمع پس از 5 سال از برگزاری مجمع پیشین انجمن (22 اردیبهشت 84) بر اساس دستور جلسه ی منتشر شده از سوی هیات مدیره ، به منظور ایجاد تغییرات در اساسنامه ی انجمن تشکیل شده بود.
مراسم را دکتر مسلمی فرد، نائب رئیس انجمن، با تلاوت آیاتی از قرآن مجید آغاز کرد و پس از پخش سرود ملی، مجری مراسم از آقایان دکتر هویدا، دکتر افشار، دکتر محمدزاده، دکتر صفاری، دکتر موسوی زادگان و دکتر اسدی خواست به عنوان هیات رییسه ی (سنی) مجمع بر جایگاه خود قرار گیرند و همچنین از دکتر بابایی، عضو(دبیر) انجمن پزشکان عمومی کرج، خواست به عنوان دبیرمجمع پشت تریبون بیاید.
سپس با دعوت دکتر بابایی، دکتر هویدا به عنوان رییس هیات مدیره ی انجمن،(ورئیس شورای هماهنگی شعب انجمن ها در شهرستان ها) سخنرانی خود را آغاز کرد. وی در آغاز از چگونگی تاسیس انجمن گفت و سپس ضمن بیان این که انتظار داشت حداقل 8000 نفر از پزشکان عمومی در این مجمع شرکت کنند، علت برگزاری این جلسه را ایجاد تغییراتی در اساسنامه انجمن به منظور افزایش مشارکت شعب در تصمیم گیری اعلام کرد. وی گفت: از مدت ها قبل به همین منظور شورای هماهنگی انجمن تشکیل شده است، اما هم اکنون می خواهیم با وارد کردن آن در اساسنامه، به این امر جنبه ی رسمی بدهیم." وی در نهایت با اشاره به کم بودن وقت جلسه، از حضار خواست بدون پرداختن به حواشی و بیان حرف های اضافه، فقط به سوالاتی که دبیر(مدیر) جلسه به عنوان دستور جلسه مطرح می کند پاسخ بلی یا خیر بدهند.
سپس دکتر بابایی (مدیر جلسه ) دو پرسش دستور جلسه را اعلام کرد:
1- تعداد اعضای هیات مدیره ی انجمن به 15 نفر افزایش یابد یا 17 نفر؟
2- (اسم )شورای هماهنگی به اساسنامه ی انجمن اضافه شود یا خیر؟
وی اعلام کرد سوالات فوق سوالاتی هستند که در دستور جلسه درج شده اند و حضار می توانند به همین ترتیب اعلام شده در مورد آن ها اظهار نظر کنند و سپس در برگه ی کوچکی که در آن کلمات بلی یا خیر نوشته شده است، پاسخ خود به دو پرسش فوق را اعلام کنند.
اولین فردی که برای صحبت در مورد مفاد دستور جلسه پشت تریبون قرار گرفت دکتر گلعلی زاده، رییس انجمن پزشکان عمومی نوشهر و چالوس و عضو شورای عالی نظام پزشکی ،بود وی در ابتدا انتقاد خود را به نحوه ی تعیین هیات رییسه ی مجمع اعلام کرد و گفت : " با وجود احترام زیادی که برای دوستانی که در جایگاه هیات رییسه قرار گرفته اند قایل هستم، ولی این نحوه ی تعیین هیات رییسه را برخلاف عرف معمول همه ی مجامع عمومی می دانم چون هیات رییسه ی مجمع همیشه باید توسط خود مجمع و در صحن مجمع انتخاب شود و نمی توان آن را از پیش تعیین کرد. در ضمن باید مشخص کرد هر یک از اعضای هیات رییسه چه وظایفی دارند، در حالی که در این جا هیات رییسه از پیش تعیین شده است ولی رییس و نایب رییس و منشی آن اعلام نشده اند."
وی سپس پیشنهاد 12 شعبه ی فعال انجمن را در مورد تغییر اساسنامه مطرح کرد و از هیات رییسه خواست این پیشنهاد نیز به رای گذاشته شود. در این پیشنهاد که به صورت بیانیه ای منتشر شده و امضای انجمن های شیراز، رشت ، کرمان، کرمانشاه، لاهیجان، ساری، چالوس و نوشهر، تنکابن ، یزد ، جهرم، ساوه و فسا در پای ان دیده می شد، درخواست شده بود موارد زیر به عنوان تغییرات در اساسنامه لحاظ شود:
1- تعریف هیات مدیره و مجامع عمومی شعب به عنوان بخشی از ارکان انجمن
2- تغییر تعریف مجمع عمومی انجمن بدین شرح: " مجمع عمومی عالی ترین رکن انجمن است که از نمایندگان هیات مدیره ی شعب متناسب با تعداد اعضای پیوسته ی آن ها تشکیل می شود."
پس از پایان سخنان دکتر گلعلی زاده، بدون آن که هیات ریسه مجمع پاسخی به اعتراض وی بدهد، فقط دبیر مجمع اعلام کرد بنا به تذکر بازرس انجمن، این بیانات خارج از دستور جلسه بوده است.
پس از وی دکتر اسدی و دکتر بهجو، رییس و عضو (هیئت مدیره ) انجمن پزشکان عمومی شیراز، پشت تریبون آمدند. دکتر اسدی در بیانات کوتاهی به سابقه ی تشکیل شورای هماهنگی و ضرورت تغییر در مناسبات بین انجمن مرکزی و شعب اشاره کرد و دکتر بهجو نیز از هیات رییسه ی مجمع خواست به پیشنهاد 12 انجمن شهرستانی توجه کند. او با این تذکر که انجمن های فوق از فعال ترین انجمن های کشور هستند و نمی توان نظرات آنان را نادیده گرفت ، گفت: " انجمن پزشکان عمومی ایران به صورت فعلی به عنوان بک تشکل فراگیر دارای اشکال ساختاری است، چون در حال حاضر انتخابات هیات مدیره توسط یک مکانیسم سراسری انجام نمی شود و نمی تواند در خور نام انجمن مشروعیت پیدا کند. پس بهتر است برای برطرف کردن این اشکال ، تغییر اساسنامه به این صورت باشد که مجمع عمومی از هیات مدیره های سراسر کشور تشکیل شود تا آنان هیات مدیره ی مرکزی را انتخاب کنند."
سپس دکتر محمودی از انجمن رشت به اظهار نظر کنندگان پیوست. وی با وجود این که انجمنش یکی از 12 انجمن امضا کننده ی بیانیه ی یاد شده بود و بیانیه ی فوق برای نخستین بار در سایت آن منتشر شده بود، از هیات رییسه درخواست کرد آن پیشنهاد ها را نادیده گیرد و از بحث در مورد آن جلوگیری کند. پس از وی ، دکتر ستاری، رییس انجمن اصفهان ، نیز همین خواسته را مطرح کرد و گفت: " ما در شورای هماهنگی به اندازه کافی در این مورد بحث کرده ولی به نتیجه نرسیده ایم."
پس از آن دکتر قسمتی زاده، رییس اتجمن لاهیجان، با اعتراض به بی اعتنایی هیات رییسه و دبیر مجمع به پیشنهاد انجمن های دوازده گانه و اصرار ایشان بر این که شرکت کنندگان مجمع فقط باید به سوالات اعلام شده از سوی هیات مدیره ی انجمن پاسخ دهند، گفت: " مجمع عمومی بالاترین رکن انجمن است و هیات مدیره نمی تواند برای آن تعیین تکلیف کند. از سوی دیگر، چون هیات مدیره ی انجمن در آگهی منتشره در روزنامه و دعوت نامه ای که به شعب ارسال داشته، فقط به تشکیل مجمع به منظور بررسی پیشنهاد ها در مورد تغییر اساسنامه اشاره کرده است، نمی تواند با تغییر دستور جلسه ، آن را به اظهار نظر در مورد سوالات هیات مدیره محدود کند".
با تمام این احوال، در انتها هیات رییسه ی مجمع بدون توجه به اعتراضات ، حتی اجازه ی طرح پیشنهاد های انجمن های دوازده گانه را نداد و همان سوالاتی را که هیات مدیره ی انجمن از پیش آماده کرده بود به رای گذاشت و در نهایت حضار با قیام و قعود به افزایش تعداد اعضای هیات مدیره به 17 نفر و اضافه کردن شورای هماهنگی به اساسنامه رای دادند، بدون آن که نحوه ی انتخاب 17 نفر یا جایگاه شورای هماهنگی در اساسنامه ی جدید مشخص شده باشد.
حواشی مجمع:
- هیات مدیره ی انجمن ترتیبی اتخاذ کرده بود که جلسه ی مجمع در میانه ی یک برنامه ی یازآموزی در ساعت 10 صبح برگزار شود و اعلام شده بود که از ساعت 10 و با شروع به کار مجمع، جلسه ی بازآموزی به مکان دیگری انتقال می یابد. اما این گونه نشد و همین امر سبب شد تعدادی از همکاران که فقط برای شرکت در بازآموزی آمده بودند و از پیش اطلاعی از برگزاری مجمع نداشتند به این امر اعتراض کنند.
- با وجود این که هیات مدیره ی انجمن از چند روز پیش از همه ی شعب تعداد اعضای پیوسته ی آن ها را استعلام کرده بود، از ابتدا تا انتهای جلسه تعداد اعضای انجمن و همچنین تعداد شرکت کنندگان اعلام نشد و معلوم نشد این جلسه که برای رسمیت یافتن به حضور نصف به اضافه ی یک اعضا نیاز داشت، این تعداد از همکاران را در خود جای داده است یا خیر؟
- در آخرین جلسه ی شورای هماهنگی تصویب شده بود هیات رییسه ی مجمع پیشنهاد های زیر را مطرح کند:
1- اعضای هیات مدیره با ترکیب 7 نفر منخب شورای هماهنگی و 8 نفر منتخب مجمع عمومی تشکیل شود.
2- شورای هماهنگی به عنوان " رکن تصمیم گیر" در مورد برنامه های کلان انجمن وارد اساسنامه شود.
اما این پیشنهاد در ارایه به مجمع طوری خلاصه شد که تغییر ماهیت یافت. البته شنیده ها حاکی از آن است در آن چه به عنوان صورت جلسه ی نهایی به کمیسیون انجمن های تخصصی وزارتخانه ارایه شد، از شورای هماهنگی فقط به عنوان نهادی " مشورتی" یاد شده است.
- دکتر هویدا در سخنرانی خود اظهار کرد انتظار داشت در این مجمع حداقل 8000 نفر شرکت کنند،در حالی که سالنی که از سوی هیات مدیره ی تهران برای برگزاری مجمع انتخاب شده بود بیش از 400 نفر جا نداشت.
- دکتر صفاری یکی از اعضای هیات رییسه ی مجمع در پاسخ به کسانی که خواستنار روشن شدن مکانیسم انتخاب اعضای هیات مدیره بودند گفت: " چون این امر در دستور کار مجمع کنونی نیست، برای آن باید مجمع عمومی دیگری تشکیل شود. با توجه به این که از برگزاری آخرین مجمع انجمن حدود 5 سال می گذرد، اگر اوضاع به همان روال سابق پیش رود، بعید است که انجمن تا چند سال دیگر بتواند جلسه ای را برای بررسی چگونگی انتخاب هیات مدیره برگزار کند.
- برگه های حضور و غیاب بازآموزی و شرکت در مجمع در کنار هم قرار داشت و هر کسی می توانست در هر کدام از آن ها نام خود را بنویسد و هیچ تمهیدی برای شناخت افراد عضو و غیر عضو اندیشیده نشده بود.
- برگه های رای گیری با این که شماره ی سریال داشت، اما بدون هیچ حساب و کتابی توزیع می شد که این بی نظمی با اعتراض دکتر شمسی زاده، نایب رییس انجمن ساری، روبه رو شد. اگرچه در نهایت نیز از آن برگه ها برای رای گیری استفاده نشد