«قسم حضرت عباس یا دم خروس»
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

«قسم حضرت عباس یا دم خروس»

دوست و همکار گرامی جناب آقای دکتر طهماسبی پور ، مقاله شما تحت عنوان «از مرداب تا دریا» را در بارۀ انتخابات پیش روی انجمن پزشکان عمومی ایران خواندم و از آنجا که تقریباً تمامی آن به نقد نظرات انجمن پزشکان عمومی کرج در ارتباط با سوگیری این انجمن در بارۀ انتخابات انجمن پزشکان عمومی ایران و چرائی این سوگیری برمی گشت لازم دیدیم به آن پاسخ دهیم.

آن نقطه نظرات اولین بار در پاسخ به نامۀ آقای دکتر قسمتی زاده و در مقاله ای با عنوان «یکی به نعل یکی به میخ» که هم اکنون نیز در سایت انجمن کرج و نیز سایت شورای هماهنگی پزشکان گیلان حاضر است نگارش شده بود و اما پاسخ ما به نوشته شما  :      مرقوم فرموده اید که برخی «یعنی انجمن کرج» برای حفظ «توازن گفتمان قدرت» مخالف هر گونه تغییر در هیات مدیره مرکزی بوده اند.

جناب آقای دکتر طهماسبی پور اگر مقالۀ «یکی به نعل یکی به میخ» انجمن کرج را خوانده باشید اولین انجمنی که با انتقاد از انجمن مرکز دو شرط را در فضای انتخاباتی مطرح کرده انجمن کرج بود. شرط اول، حفظ یکپارچگی انجمن و قطع هر نوع فعالیتی که این یکپارچگی را از بین ببرد و دوم آنکه انجمن مرکز دیگر به شیوۀ قدیم قابل اداره کردن نیست و باید مشارکت انجمن های شهرستان در آن پر رنگ شود. (نگاه کنید به مقاله یکی به نعل یکی به میخ در پاسخ به نامه آقای دکتر قسمتی زاده). پس مشاهده می فرمایند که حقیقت را نمی‌گوئید و یا بر برداشت شخصی تان از آنچه گفته ایم اصرار می ورزید.

مرقوم فرموده اید که ما خواستار طراحی و مهندسی دقیق انتخابات به گونه ای بوده ایم که حفظ کلیت انجمن از طریق حفظ ترکیب مسلط به گونه ای که امتداد گفتمان قدرتی در آن دست نخورده بماند بوده ایم و این مسئله را مذموم دانسته و اضافه نموده اید که بایستی هیات مدیره انجمن برمبنای اصول و روابط شناخته شده دموکراتیک و انتخابات آزاد شکل بگیرد و نه براساس طراحی و مهندسی.

دوست عزیز آقای دکتر طهماسبی پور نمی دانم برداشت شما از «طراحی و مهندسی» چه بوده و چیست ولی حرف ما این بوده و هست که نیروهای فعال صنفی در درون انجمن باید بدانیم هیئت مدیره انجمن را با چه ویژگی هایی شکل دهیم و از آنچه شکل داده ایم در جهت اهداف انجمن بهره برداری کنیم. مثلاً اگر قرار است مشارکت حداکثری باشد می‌بایست شیوه ای را انتخاب می کردیم که مثلاً استانهای مختلف به میزان مشارکتشان در شورای هماهنگی صاحب نماینده در هیئت مدیره می شدند و یا مثلاً برای هیئت مدیره ای که قرار بود در تهران تشکیل جلسه بدهد و برای انجام کارهای اجرائی خود که مصوب کرده بودند دنبال کارهای اجرائی باشند آن تعداد نماینده از تهران و شهرهای همجوار انتخاب شوند که خللی در روند کار اجرائی هیئت مدیره جدید ایجاد نشود، فرض کنیم آنگونه که شما می گوئید بدون مهندسی و طراحی انتخابات انجام شود و همۀ منتخبین از دو استان فارس و گیلان باشند (فرض محال محال نیست) خوب این عزیزان چگونه دنبال کارهای اجرائی در تهران باشند؟ اگر شما از طراحی و مهندسی برداشت منفی در سر دارید این به شما  و نوع نگاهتان برمی گردد و به ما هیچ ارتباطی ندارد و دور از انصاف است که اندیشه ها و تمایلات صادقانه ما برای بهتر شدن و بهتر نتیجه گرفتن از انتخاب هیئت مدیره اینگونه تحریف گردد. اما در همین جا شما خود را پایبند اصول و روابط شناخته شده دموکراتیک و انتخابات آزاد نشان داده اید آیا اینچنین است؟! تلقی شما از دموکراسی و آزاد بودن چیست، آیا دموکراسی مورد اشارۀ شما محتوائی هم دارد و یا فقط یک شکل است (دمکراسی صوری). آیا محتوای دموکراسی آگاهی نیست؟! آیا گرفتن رأی با روشهای غیردموکراتیک که یکی از انجمنهای شهرستانی پشتیبانی کنندۀ آن است معقول و مجاز است و آیا این عین دموکراسی است؟! آیا چنین رأئی آزاد است. آیا ائتلافی که خود را مدعی روش دموکراتیک می داند با چنین رفتارهایی سر در برف، رفتارهای کبک گونه از خود به نمایش نمی‌گذارد. دوستان، شما آزادید هر گونه که صلاح می دانید رفتار انتخاباتی داشته باشید و به روشهای اتخاذ شده شما هم در انتخابات پیش رو ایرادی نمی گیریم ولی آنرا دموکراتیک و آزاد نام نهادن عین گندم نمائی و جو فروشی است و همکاران ناظری که از بیرون به تماشای شما نشسته اند حق دارند که دم خروس را که می بینند قسم حضرت عباس شما را باور نکنند.

در جائی دیگر مرقوم فرموده اید که ما یعنی انجمن کرج توانائی و جایگاه انجمن در جامعه را ناشی از تعداد اعضاء و صفوف به هم فشرده آنان نمی بینیم و به زدوبند پشت پرده هیئت مدیره مرکز با سایر مراکز تصمیم گیری چشم دوخته ایم. خیر دوست عزیز اینچنین نیست و این استنباط شماست و از هر کجا آنرا بیرون کشیده اید به قول خیام قولی است خلاف دل بدان نتوان بست.

ما گفته و می گوئیم انجمن طبق اساسنامه خود، انجمنی علمی است و نه صنفی و به لحاظ حقوقی مجوز خود را از کمیسیون مادۀ چهار انجمنهای علمی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگیگرفته است و در ساختاری قرار دارد که باید با مراکز بالادستی در گفتمان قدرت نوعی تعامل داشته باشد که بتواند این نیمچه فعالیت صنفی را پیش برد. اگر خلاف این سمت و سو را پیدا کرد یا کسی به حرفهایش گوش نمی دهد که در این صورت بی مصرف و
non function شده است و یا در بدترین حالت از هم می پاشد و این سرشت مولفه قدرت در یک مجموعه است که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم اعمال می شود.

ما همواره برای انجمن با چنین اساسنامه ای گفتگوی سازنده و انتقادی را با مراجع بالادستی تنها راه گذر دانسته ایم و خود را به اوهام نسپرده ایم. حال شما به این روش هر نامی که می خواهید بدهید در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی کند. ترجمان صفوف به هم فشرده در استراتژی نظر شما چیست؟ و تعداد اعضای شما جز در قدرت چانه زنی در کجا برای شما می توانند کارساز باشند، همکار گرامی بهتر است بجای شعار دادن و حرفهای دهان پرکن و هیجان آفرین قدری رئال باشید تا مصالح انجمن را اینگونه فدای آمال های ذهنی خود نمی کردید. شما به هیچ عنوان درکی واقعی از مختصات خود بقول خودتان «در گفتمان و روابط قدرتی موجود بین انجمن و مرکز و حوزۀ سلامت» ندارید. شما فکر می کنید با داشتن تعداد بالای همکاران پزشک عمومی معادلات و مناسبات مستقر به نفع آرزوها و امیال من و شما و به نفع انجمن تغییر می کند و این همان تفکری است که شبها با رویای آن بخواب می رویم و صبح با کابوس واقعی روزمره خود از خواب بیدار می شویم.

اصلاً انجمن خودمان را برای چند لحظه فراموش کنیم که با این هیئت مدیرۀ فعلی به زعم شما چه جفاها بر اعضای خود که شما باشید نکرده است و به زائده ای برای این نهاد و یا آن سازمان تبدیل شده است. در یک مقایسه تطبیقی مگر سازمان نظام پزشکی سازمان صنفی ما نیست که قانوناً نمایندۀ صنفی ماست (انجمن قانوناً نهادی علمی است) و مگر از دوستان ائتلاف فراگیر جزء شورای عالی این سازمان نیستند، تاکنون این سازمان چقدر از انتظارات و مطالبات پزشکان عمومی را که شما مغفول یافته تصور می کنید و مغفول ماندن آنها را از چشم انجمن «که طبق اساسنامه نهادی علمی است» می دانید برآورد کرده است. مصوبات این سازمان در این دوره چهار ساله پیش روی ماست می خواهید از دوستان ائتلاف فراگیر که در این سازمان هستند سوال بفرمائید تا پاسخ شما را بدهند و آنها را قسم دهید که بقول مولانا:

 از برای حق صحبت سالها     حالی خوش گو از آن خوشحالها

چه کرده اند، از آنچه کرده اند شما بگوئید تا ما هم متوجه گل های زده به سرمان بشویم، پس سمت و سویِ نیزه ها به سمت هیئت مدیره مرکز فعلی انجمن با این بهانه که هیچ یک از مطالبات برآورده نشده برای چیست؟ تسخیر هیئت مدیره، کعبه و بت خانه بهانه است.

همکار گرامی نوشته اید که اتخاذ سیاست مماشات گرایانه به تنزل فاحش جایگاه پزشکان عمومی انجامیده است. اینکه هیئت مدیره مرکز چه می توانست بکند و نکرده است را انجمن مرکز باید پاسخ بدهد ولی تنزل جایگاه پزشکان عمومی به این عامل برنمی گردد بلکه مشخص نبودن جایگاه پزشک عمومی در نظام سلامت کشوری و حاکم شدن جهت گیری بیماری محوری بجای سلامت محوری در نظام سلامت و نیز افزایش بی رویه فارغ التحصیلان این گروه سه عامل مهم در تنزل این جایگاه بوده و صد البته نداشتن نمایندۀ صنفی در قالب یک تشکل مستقل از نظام پزشکی به این تنزل عمق بیشتری بخشیده است کما اینکه انجمن پزشکان عمومی کرمان که انجمنی صنفی را با مجوز از ماده 10 احزاب کسب کرده اند و انجمن آنها صنفی هست نیز بنظر نمی آید برای پزشکان کرمانی ما کار دندان گیری انجام داده باشند حال آنکه مسئولیت آن با گروهی از دوستان است که هم خوش فکر و هم متعهد به مطالبات صنفی همکاران پزشک عمومی هستند، پس میتوان نتیجه گرفت که مشکل عمده در عقیم ماندن مطالبات پزشکان عمومی عمدتاً عیوبی ساختاری هستند تا فردی و با در سیبل قرار دادن هیئت مدیرۀ انجمنی مرکز نمی توان این موانع را اصلاح کرد و اما در مورد انجمنی مثل انجمن رشت که شما خود نایب رئیس محترم آن هستید واکنش آن به طرح پزشک امین این خود نمونه ای از صحیح بودن آنچه که تحلیل کرده ایم می باشد (عیب ساختاری و نه مشکل فردی). انجمن شما در طرح امین چه کرد؟ اینکه آنرا حداقلی توصیف کرده اید (صحبتهای آقای دکتر قسمتی زاده) و آنرا با اصلاحاتی پذیرفته اید و نیز نوشته ای که اقای دکتر جوزی عزیز دربارۀ آن نوشته اند و بقول ایشان پس از ماهها رایزنی از دست رفتن آن را بیشتر به یک سوگ تا شادی قلمداد کرده اید.

«نگاه کنید به مقاله آقای دکتر جوزی در این باره که هنوز هم بر روی سایت انجمن پزشکان رشت باقی است» و شما آقای دکتر طهماسبی پور عزیز پایان یافتن طرح پزشک امین در گیلان را ناشی از مقاومت انجمن و گروه پزشکی جا می زنید و این نیز شمه ای از اوهام شماست، آقای دکتر شما دن کیشوت وار به دلیل مناسبات جدلی بین وزارتخانه و نظام پزشکی از یکسو و سازمان تأمین اجتماعی از سوی دیگر بر مولودی که زودتر از موعد تولدش سر زا رفت پس از مرگش تشر می زنید و سر زا رفتن آنرا نتیجۀ اتحاد عمل انجمن می دانید، انجمنی که نزدیک به 700 نفر از پزشکان عمومی گوش به فرمان آن در این طرح ثبت نام کردند و انجمنی که بقول خودتان چند ماه در حال چانه زنی با نمایندگان سازمان تأمین اجتماعی برای اجرائی شدن طرح امین بوده و حالا با شیر مرده ای که به دلیل نداشتن وجهه قانونی افراد کشته شده عکس یادگاری می گیرید که چه چیزی ثابت شود؟ از اینکه پاسخ ما به درازا کشید عذرخواهی می کنیم.

در پایان برای شما و دوستانتان در انجمن رشت آرزوی سلامت و سعادت داریم.

 

هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی کرج