به مناسبت 27دیماه،انتخابات نظام پزشکی
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سازمان نظام پزشکی - خیلی دور، خیلی نزدیک
دکتر محمد برکتی موحد

مسئله اصلی خروج از این پارادوکس نیست، پرسش بنیادین، طرح درست پارادوکس و ورود منطقی وهوشمندانه به آن است.

گروههای پزشکی به عنوان تولید کنندگان و فراهم کنندگان خدمات سلامت، همراه با تحولات پرشتاب دهه های اخیر ، با دگرگونی، دگردیسی و جابجایی در جایگاه و منافع خود در چرخه سلامت روبرو بوده اند.
سازمان به مثابه نماینده گروههای پزشکی ضمن درک صحیح و تحلیل مناسب از تناقضات درونی این گروهها، می بایست اقدام نظری و عملی مناسبی را جهت بازتاب و حل این ناسازه ها ارائه دهد.
سازمان به عنوان یک نهاد مدنی می بایست با اتخاذ شیوه های مدنی به توسعه رفتارهای مدنی و کردارهای گفتمانی یاری برساند.
آنان با تعیین نسبت خود با توزیع قدرت و ثروت در جامعه ، با اجتناب از درگیریهای سیاسی، شأن خود را به یک عامل سیاسی تقلیل نمی دهند.
سازمان می بایست توان ارائه برنامه ها و استراتژیهایی را جهت افزایش کیفیت سلامت و تامین منافع اعضای خود داشته باشد. تمام تحلیل های نظری و انتقادی سازمان می بایست برمدار منطق مکالمه و خرد جمعی پیش برود. آنان در موقعیت های مختلف اجتماعی با تولید معناهای گوناگون خواهند توانست به تمام واقعیت ها، رویدادها، برنامه ها، استراتژیها، و مناسبات گروههای درون سلامت در قالب گفتمان شکل دهند.
سازمان با یادآوری سه مسئولیت بنیادین دولتها در عرصه (1- آموزش، 2- سلامت، 3- امنیت)از آنها می خواهد که بدلیل گسستگی متغیرهای سلامت و ناکارآمدی مدیریت در این حوزه، بخشی از مسئولیت های اجرایی و نظارتی را به سازمان واگذار نماید. سازمان با توانمندیهای بالقوه به مثابه پروفشن (حرفه) خواهد توانست با پذیرش اعضا بر اساس مهارت های عملی و دانش فنی و علمی ، ضمن مدیریت و سازماندهی تولید کنندگان خدمات با مشارکت در سیاستگذاریهای کلان، دولت را در راهبرد استراتژیک سلامت یاری برساند و به این وسیله منافع اجتماعی گروهها و مولفه های چرخه سلامت را تامین کند.
جدا از تحلیل های نظری، واقعیت در عرصه سلامت و ذی نفعان آن چگونه است؟آحاد جامعه بدلیل کیفیت نازل خدمات، گران بودن درمان و تقبل بیش از 50 درصد از هزینه های بخش سلامت، رضایتی از این عرصه ندارند. پزشکان نیز از این وضعیت راضی نمی باشند. بدلیل پائین بودن نرخ سود سرمایه گذاری در عرصه سلامت در مقایسه با سایر بخشهای اقتصادی و تجاری، انگیزه لازم برای سرمایه گذرای در این بخش وجود ندارد. پزشکان بدلیل کسب مهارت عملی و دانش فنی در طول سالهای تحصیلی ، با احساس مسئولیت و ظیفه شناسی ، علیرفم مشقت های فراوان و تبعیض در توزیع اجتماعی ثروت و فقدان تعریف و ساختار مناسب از جایگاه و توانمندیهای آنان، بار سنگین سلامت را به دوش می کشند.
با نگاه به آمار تخلفات و رفتارهای غیر حرفه ای در مراکز پزشکی طی دو دهه اخیر، به این نتجیه می رسیم که پزشکان بدلیل عدم تناسب درآمد- هزینه و واقعی نبودن تعرفه- سرانه درمان، با تقبل سهم عمده ای از یارانه های درمان به دلیل ناکارآمدی بیمه ها و عدم تخصیص منابع مالی متناسب با خدمات در بخش های عمومی و دولتی،تاوان ناکارآمدی مدیریت کلان را در عرصه سلامت می پردازند.
در راستای این مشکلات و پیچیدگیها و فقدان استراتژی در جهت طرح صحیح مسئله و برون رفت از آن، پزشکان خود را وامدار مدیریت سلامت ندانسته و عملکرد سازمان نظام پزشکی را علیرغم دستاوردهای بدست آمده، کافی نمی دانند. در یک چنین وضعیتی، مشارکت اندک اعضا در انتخابات دوره قبل تهران و بعضی از مراکز استانها و شهرستانها از یک سو و بحران جدی سلامت ، تناقضات و مطالبات جدی اعضا از سوی دیگر، اعضا و گروههای نظام پزشکی را با پارادکس شرکت یا عدم شرکت در انتخابات این دوره مواجه کرده است. برای طرح منطقی و هوشمندانه این پارادکس، پیامد منفی عدم شرکت اعضا سبب خواهد شد که ائتلاف گروههای سیاسی و سرآمدگرا در خارج و داخل سازمان ضمن دستیابی به کرسی های هیئت مدیره و به دست گرفتن سیاستهای اجرایی، مانع از دستیابی سازمان به اهداف واقعی خود گردد.
پیامد مثبت شرکت در انتخابات نظام پزشکی علیرغم انتقادات جدی اعضا به سیاستهای سازمان و عدم تامین منافع صنفی بدنه میانی و پائینی آن در چرخه سلامت، ضمن انسجام و اتحاد صنفی ، سازمان را از پشتوانه و بضاعت قوی برخوردار خواهد ساخت.
لذا با انتخاب افرادی در هیئت مدیره که دارای تجربه عملی، دانش فنی و مدیریتی، قدرت سازماندهی، تقدم منافع جمعی و صنفی بر منافع شخصی و گروهی، اجتناب از زد و بندهای سیاسی، دانش قوی تئوریک و توان برنامه ریزی را داشته باشند، ضمن افزایش توانمندیهای بالقوه ، سازمان را در جهت نیل به اهداف خود یاری برسانیم.