یکی به نعل یکی به میخ
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

                                          یکی به نعل یکی به میخ

دوست و همکار گرامی ام جناب آقای دکتر قسمتی زاده نوشتار شما را با عنوان " کدام توهم " خواندم ، در این نوشته شما مطالب بیشتری را از نظر گاه خود در اختیارم قرار داده اید و یا به قولی به سمت شفافیت بیشتری حرکت کرده اید . در ابتدای این نوشته آورده ای که در جلسهء 20 خرداد 89 چرا هیئت رئیسه مجمع انتخابی نبود و چرا برای خود ، رئیس و منشی انتخاب نکرد . چرا دبیر مجمع اینگونه برگزیده شد و کلا" از ساز و کار ادارهء جلسه شاکی بوده ای و من هم در نوشتهء خود به اختصار پاسخ داده بودم که در چنین مجامعی اولا" هیئت رئیسه عرفا" سنی است و حقیقتا" مسن تراز آن دوستان بعید می دانم در افراد شرکت کننده وجود می داشتند ولی بهرحال تعداد محدود هیئت رئیسه برای همه این محدودیت را ایجاد می کرد که نتوان از تمامی مسن ها دعوت کنیم درهیئت رئیسه شرکت کنند ولی سوال اساسی تر این است که با توجه به مسیر مشخص این جلسه که جهت رای به دو موضوع کاملا" مشخص که در جلسهء شورای هماهنگی اسفند 88 در مورد آن ها بحث شده بود تشکیل شده بود آن است که  هر ترکیب دیگری و یا انتخاب هر منشی دیگری و یا هر دبیر دیگری نتیجه تقریبا" همین می شد که شد . چرا که در جلسهء اسفند 88 شورای هماهنگی همگی بر دو موضوع مورد بحث آنروز با اکثریت آرا رای مثبت داده بودند و فقط عدهء قلیلی با این دو موضوع مخالف بودند اتفاقا" تمامی آنچه من آنرا توهم قلمداد کرده ام به تلقی شما از محتوای جلسه بود و نه شکل جلسه و تا کنون هم یکی به نعل زده اید و یکی به میخ تا آنچه را می توانستید شفاف بگویید پنهان دارید جناب آقای دکتر قسمتی زاده

تو موبینی و من پیچش مو                              تو ابرو من اشارتهای ابرو

ایراد به شکل جلسه فی النصفه از جانب شما چرا باید صورت گیرد ؟؟ نهایتا" شما در جلسه ای دیگر و با حضور اعضای شورای هماهنگی روند جلسه را بصورتی که خود دمکراتیک می دانستید توضیح می دادید و این هیچ عیب و ایرادی نداشت . شما از شکل ایراد گرفتید تا محتوا را زیر سوال برید و وقتی با کلمات و جملاتی شبیه آنچه در گزارش از حاشیه نوشته اید آنرا هجونموده و بعد نتیجه گیری کنید که مصوبات آن جلسه فاقد ارزش حقوقی هستند و این نقطهء تقابل دیدگاه من با شماست مثلا" اگر در آن وقت کم ، ساعت ها در مورد انتخاب منشی ها و دبیرهای مختلف که برای این وظیفه ثبت نام می کردند وقت تلف می شد مشکل شما حل می گردید و چه فرقی می کرد که منشی و یا دبیر چه کسی باشد . تا آنجا که همهء ما اطلاع داریم دوست عزیزمان آقای دکتر بابائی از فعالین صنفی پرکار و آگاه به مسائل انجمن و الحق در ادارهء آن جلسه که نزدیک به حداقل 300 نفر مدعو داشت آنچنان تسلطی در ادارهء جلسه از خود نشان دادند که شاید یکی از نامزدهای همیشگی این پست باشد ، از دبیر جلسه چه انتظاری هست جز بی طرفی محض در ادارهء جلسه و جز جانبداری نکردن از یک نظر. شرافتمندانه بگوئید آیا آقای دکتر بابائی از این مسیر خارج گردید؟ سخنرانان اول جلسه  دوست بسیار عزیزمان آقای دکتر گلعلی زاده و ایضا" خود جنابعالی و آقای دکتر اسدی لاری نبودید که همگی از همفکران شما بودند ؟ و اتفاقا" در سخنرانی اینجانب آقای دکتر بابائی تذکر کمبود وقت را به بنده با یک اخطار گوشزد کردند ولی از آنجا که شما قصدتان آن بود که این جلسه به سمت رای گیری دوبارهء در مورد آنچه در جلسهء اسفند 88 رای نیاورد برود و نرفت بایستی از یکجای این جلسه ایراد می گرفتید و آن شکل ادارهء جلسه بود . هدف چیز دیگری بوده و این ایرادهای شکلی بهانه بوده اند .

معبود توئی              کعبه و بتخانه بهانه است

حال در چند سطر پائین تر خود آشکارا از آنچه می خواستید و نشد سخن به میان آورده اید . دقت کنید . [ در مورد این جلسه نیز آنچه برای اعضا به عنوان دستور جلسه ( هم به وسیله فکس و هم در روزنامه ) اعلام شد عبارت زیر بود << بررسی و تصویب تغییرات پیشنهادی در اساسنامه انجمن >> . ]

تمام آنچه در [    ] آمده از نوشتهء آقای دکتر قسمتی زاده تحت نام " کدام توهم"  می باشد . و بلا فاصله سوال فرموده اید که آیا اقدام انجمن های دوازدگانه به اعلام پیشنهاداتی در مورد تغییر در اساسنامه خارج از این دستور بود ؟؟ به نظر می رسد جناب دکتر ( یعنی دکتر روزدار ) در این مورد تا حدی بی انصافی فرموده اند . جناب آقای دکتر قسمتی زاده دستور جلسه فکس شده و نیز در روزنامه آگهی شده ناظر بر تصمیماتی بود که ما همگی در جلسهء شورای هماهنگی اسفند ماه 88 به آن ها رای دادیم الف : آوردن شورای هماهنگی به عنوان رکن انجمن در اساسنامه ب : افزایش تعداد هیئت مدیرهء مرکزی تا 15 یا 17 نفر . اتفاقا" پیشنهاد شما که همان قرار گرفتن اعضای هیئت مدیره های شعب انجمن به عنوان مجمع عمومی انجمن باشد طبق استدلالات حقوقی رد شد . آیا این توهم نیست که آنچه را خود میپندارید به جای واقعیت بنشایند . در جلسهء اسفند 88 قرار شد برای موارد الف و ب و برای تایید قانونی این دو مصوبهء شورای هماهنگی ما مجمع عمومی فوق العاده تشکیل دهیم که در تاریخ 20/ خرداد /89 این کار انجام شد . آیا برای طرح موردی غیر از دو مورد الف و ب که در بالا شرح داده شد شما قرینهء واقعی دارید ؟؟ اگر مصوبات جلسه اسفند 88 که نزد جناب آقای دکتر خاکسار بعنوان دبیر شورای هماهنگی بایستی جمع آوری می شد وجود دارد به آنها رجوع کنید تا ببینید حق با کیست . آقای دکتر قسمتی زاده اگر شما با محتوای این جلسه و تصمیماتی که در ان گرفته شد موافق بودید هرگز به شکل آن اعتراض نمی کردید . در سطور دیگر همین محل اصلی مناقشه را به شکل ناشیانه ای وارونه نموده اید که گویا پیشنهاد شما که می خواست نمایندگان منتخب شعب انجمن را که در شورای هماهنگی متشکل بودند به جای مجمع عمومی انجمن بنشاند در رای گیری رای آورده است ، من معتقدم که چنین پیشنهادی با استدلالات بنده و ایضا" دوستان جوان هیئت مدیره مرکز رد شد و به همین دلیل شما و دیگر دوستان پیشنهاد دهنده اعلام کردید " ما عقب نشینی می کنیم " حال چه کسی  توهم زده است . شما که واقعیات را واژگونه جلوه می دهید یا بنده که عین اتفاقات را باور دارم . در ادامهء نوشته تان خواسته اید که بنده وضعیت خود را با حقوق اعضای مجمع روش کنم و گفته اید که بنده اعلام کرده ام که گنجاندن هیات مدیره های انجمن به جای همهء اعضا عملا" حقی را که اساسنامهء قانونی به اعضا می دهد نا دیده می انگارد و این بر خلاف قانون یعنی اساسنامه موجود است . و پس از آن سوال بسیار مهم و دقیقی را پرسیده اید . دوست عزیز جناب آقای دکتر قسمتی زاده اگر هدف شما از این سوال خود که پرسیده اید چرا در جلسهء مجمع عمومی فوق العاده می بایست به جلسه شورای هماهنگی اسفند 88 استناد می شد و دستور جلسه دیگری را مطرح نمی کردیم ( چون با استدلالات بنده اعضای شورای هماهنگی را نمی شود به جای مجمع نشاند) در جواب می گویم که پاسخ به این پرسش درحل پارادوکس نهفته در آن است که توضیح خواهم داد زیرا همانگونه که در جلسات متعدد شورای هماهنگی بحث شده بود ما نمی توانستیم برای تصمیم گیری در مورد حرکات انجمن و تصمیماتی که انجمن ساری و جاری می کند و نیاز به مجمع عمومی دارد از 40000 نفر ( اگر بپذیریم که ممکن است روزی هر 80000 نفر پزشک عمومی عضو انجمن باشند ) دعوت بعمل آوریم لذا برای تصمیمات مهم عملی ترین راه این است که راهکارها در جلسه ای محدود مثل شورای هماهنگی تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری شود و بعد این تصمیمات به مجمع عمومی قانونی " آنگونه که در اساسنامه آمده " برده شود و تائید آنها گرفته شود پس می بینید که در نظرگاه من شورای هماهنگی بجای مجمع عمومی نشانده نشده ولی در پراتیک ناچاریم که مصوبات ابتدا در جمعی که هم نسبت به امور صنفی حساس ترند و هم فعال ترند بحث و بررسی شود  و سپس به مجمع عمومی برده شود (مثل رابطهء کمیسیون های تخصصی و صحن علنی مجلس) بی شک من این حق را به مجمع عمومی می دهم که بعنوان پایه ای ترین رکن انجمن اگر به هر دلیل مصوبات شورای هماهنگی را نپذیرفت آنها را رد کند . خوب اگر استدلال شما را بپذیریم که در جلسهء مجمع عمومی فوق العادهء 20/ خرداد/ 89 هر پیشنهادی می توانست مطرح شود پس اساسا" وجود " شورای هماهنگی " چه محلی از اعراب دارد . و این پارادوکس حل نشده در ذهن شماست که هم می خواهد شورای هماهنگی به جای مجمع عمومی بنشیند ولی حالا چون دیده مصوبات شورای هماهنگی همسو با نظراتش نیست مجمع عمومی را برجسته و به آن پناه برده است و می گوید چون مجمع عمومی رکن قانونی انجمن است پس می شود و باید همهء پیشنهادات را در آن مطرح کرد . ولی من این پارادوکس را در ذهن خود حل کرده ام که هم شورای هماهنگی و هم مجمع عمومی می توانند در کنار هم و مکمل هم در انجمن به کار خود ادامه دهند . دکتر قسمتی زادهء عزیز شورای هماهنگی نهادی است که ما خودمان برای دمکراتیک کردن روند تصمیمات و تسهیل در روند تصمیم گیری ها به آن روی آورده و آنرا ساخته ایم و مورد وفاق و پذیرش همگانی نیز قرار گرفته ولی واقعا" نمی تواند جای همهء اعضا را بعنوان مجمع عمومی انجمن اشغال کند بخصوص اینکه در اساسنامه انجمن ما که بعنوان یک ساخت قانونی هرجا از مجمع عمومی یاد شده به همهء اعضا اشاره دارد و عملا" با تعریف جدید از مجمع عمومی باید تعریف جدیدی از عضو نیز می شد و کلیهء امور دیگر که با این رکن در ارتباط قانونی قرار می گرفتند باید در ارتباط جدید با شورای هماهنگی باز تعریف می شدند و این کار بسی دشوار بود و حتما" اساسنامه جدیدی می خواست که عملی نبود . دکتر قسمتی زاده عزیز فرموده اید دمکراسی با شعار و ادعا حاصل نمی شود . من هم با شما موافقم و این حرف جدیدی نیست . عزیزم صحبت در مورد دمکراسی به قدمت راهی 3000 ساله بر می گردد و در مورد این ترم یعنی دمکراسی و تعاریف گوناگون از آن و اشکالات و ایرادات وارد بر آن و محسنات آن همان بس که تا 200 سال پیش دمکراسی یک لحن و صفت بد در گفتمان اجتماعی و سیاسی محسوب می شد نمی دانم تلقی شما از دمکراسی در کدام رهیافت از آن قرار می گیرد . رهیافت هستی شناسانه و یا رهیافتی روش شناسانه ولی از موضعگیری هایتان بنظر می آید تلقی شما از دمکراسی منطبق بر رویکردی روشن شناسانه باشد . دیوید هلد در کتاب مدلهای دمکراسی خود که آقای عباس مخبرآنرا ترجمه کرده اند از انواع دمکراسی ها بحث کرده و بر اساس اصولی 4 گانه انواع دمکراسی ها را طبقه بندی کرده و یا مکفرسون mc fer son  بر اساس دو اصل دمکراسی ها را طبقه بندی کرده است . مدلهای آنها از دمکراسی در دو نوع کلاسیک و معاصر طبقه بندی شده اند که هر کدام از آنها چهار نظریه و گوناگونی را شامل می شوند مثل اندیشه های کلاسیک دمکراسی در آتن که بر اساس نظریات پریکلس و نیز دمکراسی لیبرال حمایتی بر اساس نظرات جان لاک و منتسکیو و دمکراسی لیبرال تکاملی بر اساس نظرات ژان ژاک روسو و جان استوارت میل و دمکراسی های مارکسیستی بر اساس نظرات مارکس و نیز دمکراسی های رقابتی نخبه گرا بر اساس نظرات شومپیتر و دمکراسی های کثرت گرا بر اساس نظرات رابرت دال و دمکراسی های قانونی بر اساس نظرات هایک و نوزیک و دمکراسی مشارکتی بر اساس نظرات دیوید هلد و مکفرسون و هرکدام از این مدلها خود محسنات و معایبی دارند ، حال دمکراسی مورد نظر شما ازکدام دمکراسی های طبقه بندی فوق الذکر است  تا در مورد صحیح بودن و یا نبودن آن بحث کنیم و چون این بحث طولانی است من به همین بسنده می کنم که اینجانب نیز دمکراسی را قبول دارم ولی نه از منظر دمکراسی بعنوان تنها یک روش بلکه می پذیرم که دمکراسی باید بعنوان یک محتوا یا یک سبک زندگی تعبیر شود دمکراسی های به عنوان یک روش صرف ، دمکراسی های صوری هستند که به آنها ایرادات جدی وارد است ، به عقیده ، اینجانب دمکراسی پیش از آنکه یک شکل باشد یک محتوا است . دوست گرامی آقای دکتر قسمتی زاده تا آنجا که من یادم می آید در شورای هماهنگی اسفند 88 قرار بود محتوای موارد الف و ب که قبلا" در مورد آن توضیح داده ام به رای گذاشته شوند و در همان روز بنده اصرار داشتم که در مورد ترکیب شورای هماهنگی بعنوان یک رکن بحث شود . ولی گفته شد بدلیل خستگی اعضای جلسه این مهم به جلسه دیگری موکول گردد یادم می آید که بنده همان روز به صورت شفاهی به آقای دکتر خاکسار گفتم که در این خصوص هم بحث شود ولی ایشان نیز یکی از کسانی بود که ظرفیت آن جلسه را به دلیل خستگی فاقد این پتانسیل می دانست که اعضای جلسه در مورد محتوای شورای هماهنگی و ترکیب آن بحث و تبادل نظرکنند و اما در مورد سوالات دوست عزیزمان آقای دکتر کامیابی عرض کنم که نظر ما در مورد شورای هماهنگی که شاید بهتر باشد به آن شورای سیاستگذاری بگوئیم آن است که این شورا از نظر ما یک رکن است و نه یک نهاد مشورتی . تذکری را که اینجانب در جلسه 20/ خرداد/ 89 وقتی که پشت تریبون رفتم برای روشن شدن ذهن دوستان اعلام کردم و نه شما و نه دوست خوبمان آقای دکتر محمودی در گزارشات خود از مجمع به سخنرانی اینجانب اشاره ای نکردید ، البته این که اشاره ای نکردید اصلا" مورد بحث نیست و محلی از گلایه ندارد بلکه نظر بیان شدهء اینجانب مطرح است که در همان جلسه تاکید کردم که شورا به عنوان یک رکن سیاست گذار است و نه یک نهاد مشورتی . اینکه محتوای شورای هماهنگی دقیقا" روشن نبود حرف درستی است ولی قرار شد در صورت تائید این شورا به عنوان رکن از جانب کمیسیون تخصصی وزارت بهداشت ، ترکیب و حدود اختیارات و آئین نامهء اجرائی آن توسط دوستان صاحب نظرنوشته شود و مجددا" در مجمع عمومی به رای گذاشته شود که تا کنون انتظار آن را می کشیم . دکتر قسمتی زاده فرموده اید که علت رفتار دوستان هیات مدیره مرکز را می شود فهمید ولی علت رفتار ما را در دفاع از آنان نمی توان فهمید . دقیقا" همانگونه است که می فرمائید زیرا که انجمن کرج در نحوه تعامل خود با انجمن مرکز شیوهء انتقادی را برگزیده و تا کنون آن را دنبال نموده است و در تازه ترین نشست و گفتمان خود با دوستان هیئت مدیره مرکز دو اصل راهبردی را در خصوص انجمن با آنها در میان گذاشته است این دو اصل عبارتند از اول : در این برهه از حیات انجمن بایستی تشکیلات انجمن حفظ شود و کلیه روشهائی که به یکپارچگی انجمن صدمه می زنند باید کم لن یکن اعلام گردند . دوم : انجمن به شیوه قدیم قابلیت اداره را ندارد و بایستی سازوکارهای جدید که مشارکت بیشتر و فعال تر شدن شعب انجمن را سبب می شود در این سازو کارها بکار گرفته شوند . به نظر ما انجمن باید به مثابه یک ارگانیزم زنده ی هوشمند عمل کند . چنین ارگانیزی ابتدا یک مغز می خواهد که آنرا با طراحی شورای سیاست گذاری فراهم خواهیم کرد . ترکیب و وظایف این اطاق فکر را می شود بخوبی طراحی کرد . این ارگانیزم اندامهای حسی کاملا" حساس و فعال را می خواهد که شعب انجمن می توانند کار این اندام را انجام دهند و بالاخره این ارگانیزم زبان گفتمانی صحیح و منطبق بر سیاستها ی انجمن را خواهان است که با برگزیدن یک سخنگوی خوب و برجسته ، این مهم انجام خواهد شد . این ارگانیزم برای بیان نقطه نظرات خود از سایت های مثل سایت پزشکان عمومی گیلان ، سایت شما و سایت انجمن مرکز و یا سایت های جدید دیگر می تواند سود برده و کلا" به شیوه های ارتباطی نوین با اعضای خود ارتباط برقرار کند . برگردیم به اصل اول که در آن ما اعتقاد داریم انجمن نباید پاشیده شود خوب وقتی ما می بینیم که عده ای سعی دارند که هیئت مدیره انجمن مرکزی را بگونه ای تغییر دهند که احتمال پاشیده شدن انجمن وجود دارد ناچارا" در مقابل این حرکت می ایستیم جناب آقای دکتر قسمتی زاده از اینکه در انتهای نوشته خودتان سعی کرده اید با شفافیت بیشتری بگوئید که در فکر چه هستید متشکریم و آنچه را شما به لحاظ نظری به آن اعتقاد دارید و بیان کرده اید نه تنها مورد انتقاد نیست که طرح آنرا برای اعتلای انجمن لازم می بینیم ولی دوست گرامی شما از آقایانی نام برده اید که قبلا"همفکران شما (( جناب آقای دکتر جوزی )) از آنها تحت نام کهنه انقلابیون از" سیر اما سترا"  برگشته یاد کرده و سوال نموده که اینها را تا کی باید در انجمن پزشکان عمومی ایران تحمل کرد. که اتفاقا" آقای دکتر طهماسبی پوربخوبی رابطه این عزیزان را با نسل جدید و اداره انجمن متذکر شده اند ولی تا اینجای این شفاف سازی ، هنوز هم نگفته اید که این عزیزان را در قدرت می خواهید و یا در حاشیه . اگر اعتقاد دارید که خط حاکم بر انجمن به لحاظ گفتمان قدرت هنوز هم می تواند راهگشای فعالیتهای انجمن باشد ما با شما هیچ اختلافی نداریم ولی اگر اعتقاد دارید که امتداد گفتمان  قدرتی در انجمن  باید تغییر کند چون این تغییر را سبب فروپاشی و یا non function   شدن انجمن ارزیابی می کنیم ما با آن مخالف هستیم ، به بیان واضح تر ما اعتقاد داریم که چون امتداد قدرت فرا دست در انجمن مرکز با امتداد قدرت در نهادهای بالا دستی در یک راستا است انجمن در شرایط کنونی می تواند از تحرک صنفی نسبی برخوردار باشد ولی اگر این راستا درهم شکند این نیمچه تحرک نیز ستانده می شود و انجمن در بهترین حالت non function  می گردد و در بدترین حالت از هم می پاشد و به همین دلیل خود را حائل کرده ایم تا انجمن به موجودیت خود ادامه دهد . ما عده ای از خودمان را به دلیل نا شفاف بودن مواضع مانع از رسیدن انجمن به اعتلای خویش می دانیم و خواهان هرچه شفاف تر شدن مواضع گروههای ذینفع شده ایم تا بتوانیم به این دوستان توضیح دهیم که چگونه می شود حتی با نیت پاک ،  راه جهنم را مفروش کرد . بقول حافظ

حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز                 خوشا کسیکه در این راه بی حجاب رود

و اما دکترقسمتی زاده عزیز حتما" به پدر قصهء خویش خواهم گفت پسرش را به گونه ای بار بیاورد که او فقط حقیقت را بگوید حتی اگر حقیقت به نفعش نباشد تا شرایط به گونه ای نشود که ناچار از این همه نامه و نامه نگاری شود . در پایان ضمن تشکر صادقانه از شما و همفکران شما در بیان صمیمانه نقطه نظراتتان و تشکر از همهء همکارانی که دلسوزانه برای هرچه بهتر شدن انجمن کوشش می کنند توصیه می کنم جلسات بیشتری را برای بحث و تبادل نظر در مورد انجمن ترتیب داده . شود تا نظرات سازنده همهء دوستان فرصت های جدیدی را پیش پای این نهاد صنفی پر ارج بگذارد و در این برهه از حیات انجمن که بیشتر از هر زمان دیگر به همدلی و همیاری یکدیگر نیازمندیم  خدای نا کرده ناآگاهانه به انجمن ضربه های جبران ناپذیر وارد نکنیم .